اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٩٣ - زادگاهى كه پيامبر به آن دل سپرده بود
مىكردند و در كنار هم قرار مىگرفتند و هرگز، در پىكينه و دشمنى در اين شهر، رو در روى يكديگر قرار نمىگرفتند. دردهاى خود را به كنارى نهاده و كينههاى خويش را به حرمت گزارىِ از آن «خانه»، فراموش مىكردند. با اين كه هر يك از قبيلهها «بتى» ويژه بر ديوار و بام كعبه داشتند، امّا همه آنها در پرستش و تقديس «بيت اللَّه الحرام» هماهنگ بودند و جز آن را كنار مىگذاشتند.
اين سرزمين، با اين موقعيت والا و زيباييهاى مادّى و معنوى كه داشت، زادگاهِ بزرگ و سرآمدِ همه پيامبران، الهى حضرت محمد ٦ بود. جايى كه پروردگار مهربان با دست پر نوازش خود اين شخصيت يگانه و بىبديل را، به بنى نوع بشر عطا كرد و جان پاك او را پر ظرفيتترين دريافت كننده وحى الهى قرار داد. از همين روست، كه آن بزرگوار، بدين سرزمين مقدس عشق مىورزيد، بلكه براى او دوست داشتنىترين مكان بود؛ چرا كه او فرزند اين سرزمين بود و خاندانش نيز از مردم اين سرزمين. خداى بزرگ به شكوه و عظمت اين شهر و خود او، كه در اين سرزمين به دنيا آمده و در آن باليده و در آن اكنون سكونت داشت، و نيز به بزرگى نياكان او سوگند ياد كرده است:
لَا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ. وَأَنتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ. وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ.[١] نه، سوگند مىخورم به اين شهر- مكّه، كه تو در اين شهر ساكنى، و سوگند به پدرى [بزرگ]- ابراهيم (ع) و آنچه زاده- اسماعيل (ع).
امام سجاد (ع) پيش ازتبيين فلسفه هجرتِ پيامبر و آثار پر بركت آن، به توصيف سرزمين «مكّه» پرداخت؛ جايى كه پيامبر در آن به دنيا آمد و زندگى كرد و در غم و شادى و رنج و راحتى مردم شريك بود؛ جايى كه مردم آن از پرستش خداوند دور شده بودند و در برابر بت كرنش مىكردند خدا را به زيباترين شكل پرستيده و سرانجام براى هدايت مردم آن سرزمين و ديگر سرزمينها و انذار آنان برانگيخته شده است:
وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا.[٢] تا [مردمِ] امّ القرى- مكه- و آنها را كه پيرامون آناند بيم دهى.
[١] - بلد، آيه ١- ٣
[٢] - انعام، آيه ٩٢