اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٩٤ - زادگاهى كه پيامبر به آن دل سپرده بود
جايى كه حَرَم خداست، بَسْتى[١] است، براى هر موجود زنده و دژى است، براى حفظ حيات در زمين. جايى كه خداوند براى آن امنيت را تشريع كرد و هيچ جاى جهان را چنين حكمى نيست. امام سجاد (ع) در حالى كه اين سرزمين مقدّس را توصيف فرمود، وابستگى عميق پيامبر (ع) بدين شهر مقدس را نيز بازگو كرد: ... زادگاهش، كه در آن مىزيست و به آن دل سپرده بود و عشق مىورزيد و با آن انس داشت. براى همين، دلدادگى و عشق ورزى به وطن مألوف بود، كه خداوند مهربان به هنگام خروج از مكّه آن عزيز و گرامى را تسليت داده است «از دل تو كى رود حُبُّ الوطن»:
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ.[٢] بىگمان همان [خداى] كه قرآن را بر تو واجب كرد تو را به بازگشتگاه- جاى نخست: مكّه- بازگرداند.
آرى، بىترديد روزى باشكوهِ هر چه بيشتر، همراه با يارى خداوند و انبوه عظيم مؤمنان با اخلاص و آگاه، بدين سرزمين باز مىگردى، براى تطهير آن از هر گونه پليدى و پلشتى؛ پليدى بتها و پلشتى بتپرستان.
هجرت پيامبر ٦، زمينهساز گسترش دعوتِ توحيد
مسئله هجرت در تاريخ اسلام، قرآن و سيره عملى پيامبر ٦، نه يك پديده اتّفاقى است، چنانكه غالباً چنين پنداشته شده است؛ بلكه يك اصل بزرگ اجتماعى است، كه اگر در اديان توحيدى بهويژه اسلام به دقت بنگيريم همينگونه خواهيم يافت. و اين نكتهاى است كه در پسِ چهره هر مدنيّتى پنهان است، و اگر به سخن هر جامعه بزرگى گوش فرا دهيم، به زبان تاريخ يا اساطيرش از هجرتى حكايت مىكند. پيامبر اكرم ٦ از همان هنگام كه در عقبه «منى» با اوس و خزرج ملاقات كرد و نخستين بيعت تحقّق يافت، آن سان كه همين بيعت نشان مىدهد، خود را براى هجرت از مكّه آماده مىكرد. سپس دوّمين
[١] - جايى كه مردم براى ايمن ماندن از تعرّض، يا براى دادخواهى به آن پناهنده مىشدند، مانند اماكن مقدس:« بستِ عشق اگرعاقلى بيا بيرون/ حصار عافيتى نيست بهتر از زنجير»
[٢] - قصص، آيه ٨٥