اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٥ - زمانه بعثت
كتابى فراگير و جاودانه و در اوج اعجاز، علاوه بر «فرهنگ گفتارى»، «فرهنگ نوشتارى» را نيز، بنا نهاد. تا اگر روزگارى مردم تنها از راه شنيدن و آيين سينه به سينه سپردن، بيشتر از خواندن و نوشتن بهره مىبردند، اكنون با در آمدنِ پيامبرى كه معجزه جاودانه خود را كتاب مىدانست، «فرهنگ نوشتارى» و بهره جستن از خواندن بر بهره جستن از «فرهنگ شنيدارى» و سينه به سينه سپردن پيشى گرفت. و از آن پس بود كه عالمانِ قلم به دست در كنارِ سخنواران زبر دست، كه تنها گوشِ آدميان و حافظه محدود و خِردِ موقّت آنان را مخاطب قرار مىدادند، به وسيله خواندن و نوشتن و با سنّت و آيينِ پروردن و آموختن توانستند تجربهها و اندوختهها را در حافظه دائمى و جهانى تاريخ براى آيندگان ميراث بگذارند. براى همين بود كه نخستين پيامِ آسمانى؛ (پيامِ خواندن و نوشتن و آموختن) در آن تاريكزار جهل، و در آن شبِ تاريخى در غارِ «حِرا»، همانجا كه در آن سير معنوى و سفرِ روحانىِ از «خلق به سوى حقّ»، سالهاىِ سال، پرستشگاه و خلوتگاه او بود، در آن لحظههاى نورانى و توصيفناپذير، با نمايان شدنِ فرشته خدا، به او تعليم داده شد:
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ. خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ. اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ. الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ. عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ.[١] بخوان، به نام پروردگارت [كه همه آفريدگان را] آفريد. آدمى را از خونى بسته آفريد. بخوان، كه پروردگارت بزرگوارترين است. آن كه [نوشتن] با خامه [را] آموخت. به آدمى آنچه نمىدانست آموخت.
و براى همين بود كه به «قلم و آن چه مىنويسند» سوگند ياد كرد و عالمان را حرمت نهاد و مركّبِ قلمِشان را، برتر از خون شهيدان دانست. او مدرسهاى گشود و مكتبى بنا نهاد كه در طول چهارده قرن، شمارِ پيروانش صدها ميليون و اكنون از ميليارد گذشته است.
بزرگترين دانشمندان، اديبان، شاعران، فقيهان، محدّثان، مفسّران، فيلسوفان، حكيمان و عارفان و ... از ميان پيروانش برخاستند. يتيمى كه سلاله دودمان شريف و فضيلت پيشه هاشم بود، كه از سالها پيش تقريباً همه افراد آن از شناعت و زشتى و پلشتى جاهليت به
[١] - علق، آيه ١- ٥