اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٢٣ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
خدا ٦ حفظ مىكرديم، و از ميان ما كسى نزديكتر از او به دشمن نبود.
رئيس و پيشواى قوم خود و معلّم و امامشان بود، و مربّى و ادبآموزِ امّت خويش؛ بلكه پدرِ مهربان آنان. كارهايى كه محمد ٦ انجام مىداد كارستان بود و حيرتزا و مردافكن، در وسعتى كه خردها را به شگفتى وامىداشت. خطبه مىخواند و مردمش را موعظه مىكرد و اندرز مىداد و آنان را به كارهاى نيكو و پرهيز از زشتيها وامىداشت و آيات الهى را بر آنان تلاوت مىكرد و كتاب و حكمت مىآموخت و نيز آن چه را كه نمىدانستند و مىبايست كه بدانند مىآموخت. به عيادت بيمارشان مىرفت و از فقيرانشان تفقد مىكرد و در جمعشان مىنشست. گرسنهها را، سير و اغنيا را به كار نيك و انفاق تشويق مىنمود. با اين حال در محيط خانه همسر شايسته و نيكو براى همسرانش بود. حقوق آنان را مىپرداخت و در بندگى خداوند يارىشان مىكرد، و به ايفاى حقوق آنان كوشا بود، و از هيچ چيزى در انجام وظيفه شوهردارىاش نمىكاست.
كشاورز كار آمدى بود كه هزاران نخل در باغهاى مدينه كاشت و پروريد، بىهيچ سستى و ملالتى. مهمتر از همه اينها، پيامبرى بود كه از سوى آفريدگار براى همه انسانها برانگيخته شده بود. وحى بر او نازل مىشد و او بارِ گران نبوّت را به شايستگىِ تمام بر دوش مىكشيد، مبلّغان دينى را به سوى شهرها و روستاها گسيل مىداشت، و با فرستادن نامهها فرمانروايان و پادشاهان را به برپايى عدالت و قيام به قسط فرامىخواند.
جالب اينكه انبوهىِ كارها و انباشتگىِ مسئوليتها، هيچ گاه او را از انجام وظيفه عبوديّت و تهجّد و بيدارى شب باز نداشت. او پرستندهترين بندگان خدا بود. براى همين از به پا خاستن در شب و بيدارى آن، حتّى براى يك شب غفلت نورزيد. تا آنجا كه برخى گفتهاند: بيدارى شب از سوى خداوند فريضه او بوده است. و اين يكى از ويژگيهاى اوست، در هر حال، ايستاده و نشسته خدا را به يگانگى مىستود، و در برههاى از زندگىاش، يك روز در ميان، (يك روز نه يك روز)، روزه مىگرفت.
محمد ٦ از كيد و مكرى كه بر سر راه هر مصلحى است بركنار نبود، از شيطنتهاى طاغوتهاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى بدور نبود. زندگى او از جوانب گوناگون در معرض خطر بود، تا آنجا كه كسرىِ ايران خسرو پرويز آن گاه كه او را به اسلام فراخوانده