اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٢٩ - باغ وجود، يكسره دام نوائب است
تاريكى براى آنها نورى مهيا نمود؟ [نه، هرگز؛ بلكه آنها را در گورهاى تاريك و تنگ وحشتناك جاى داد] و آيا سرانجام جز ندامت چيزى براى آنها به بار آورد؟ آيا چنين دنيايى را بر همه چيز مقدّم مىشمريد؟ و بر آن تكيه مىكنيد؟ و نسبت به آن حرص مىورزيد؟
|
گردون بر آن ره است كه هر دَم زند رهى |
گيتى بر آن سر است كه جويد بهانهاى |
|
|
باغ وجود، يكسره دام نوائب است |
اقبال، قصهاى شد و دولت فسانهاى |
|
|
پنهان به هر فراز كه نشيبهاست |
مقدور نيست خوشدلى جاودانهاى |
|
|
هر قطرهاى كه وقت سحر بر گلى چكد |
بحرى بُوَد كه نيستش اصلًا كرانهاى |
|
|
بنگر به بلبل از ستمِ باغبان چه رفت |
تا كرد سوى گل نِگَهِ عاشقانهاى |
|
(پروين اعتصامى)
پناهندگى به كفايت خداوند
پيشآمدهاى ناخوشايندى كه استنادِ به تحولاتِ تكوينى دارند و ناشى از يك سلسله قوانين و سنّتهاى جارى در آفرينشاند؛ مانند زلزله، طوفان، صاعقه، سيل، بيمارى و گرسنگى و ديگر حوادث طبيعى، همگى معلول عوامل منظّم و حسابشده نظام هستى است، كه در شرايط ويژه خود، خواه ناخواه، تحقق مىيابند؛ چرا كه براى سنّت خداوند، هرگز دگرگونى نخواهد بود: «لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا»[١] و فرمان خداوند، داراى اندازهاى سنجيده است؛ «وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَّقْدُوراً»[٢] امّا همين رويدادهاى طبيعى كه جهان ما، آميخته از آنهاست، آثارى از خود بر جاى مىگذارند كه براى ما ناگوار و زيانبخش است. از اين رو، نام آنها را مصائب و پيشآمدهاى ناخوشايند، مىگذاريم.
بشر، مقهور قوانين آفرينش است و اين رويدادها، طبيعى و بيرون از اراده و اختيار اوست؛ بدان رو، نمىتواند جريان اين رويدادها را متوقف سازد و خويشتن را از آسيبها و عوارض زيانبارشان برهاند؛ ولى مىتواند از تقابل و تضادّى كه به اراده الهى در نظام
[١] - احزاب، آيه ٦٢
[٢] - همان، آيه ٣٨