اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٨٤ - اسرافيل
وظيفه عزرائيل باشد او را بدان فرمان مىدهد. گفتم: اى جبرئيل تو مأمور چه هستى؟
گفت: بادها و حيات، گفتم: ميكائيل مأمور چيست؟ گفت: گياهان، گفتم: ملك الموت مأمور چيست؟ گفت گرفتن جانها، و من پنداشتم كه براى برپاشدن رستاخيز فرود آمده است و آن حال كه در من ديدى، نبود جز ترسى از برپايى رستاخيز.[١] و در خبر است كه:
اسرافيل دارنده صور (شاخ) است؛ شاخى كه در آن مىدمد و به منزله «بوق» اوست. خداى متعال لوح محفوظ را از درّى سفيد كه هفت برابر فاصله آسمان تا زمين است آفريده و آن را به عرش آويخته است و آن چه تا روز قيامت شدنى است در آن نوشته شده است و اسرافيل چهاربال دارد: بالى در مشرق و بالى در مغرب كه خود را بدان مىپوشاند و سرو صورت خود را از ترس خداى جبّار بدان مىپوشاند و چشم خود را به سوى عرش دوخته و يكى از پايههاى عرش بر دوش اوست و عرش را تنها با قدرت الهى حمل مىكند زيرا وى از ترس خدا مانند گنجشك كوچك مىشود. هرگاه خداوند حكم چيزى را در لوح صادر كند وى پرده را از چهره كنار مىزند و به آن حكم و فرمانى كه خداوند صادر فرموده مىنگرد. هيچ فرشتهاى از اسرافيل به عرش نزديكتر نيست و با اين حال ميان او و عرش هفت حجاب است كه ميان هر حجابى با حجابهاى ديگر پانصد سال فاصله است و ميان جبرئيل و اسرافيل هفتاد حجاب است. اسرافيل ايستاده و صور را روى ران چپ خود نهاده و سرِ صور بر دهان او قرار دارد و منتظر است كه چه زمانى او را فرمان دهند تا در آن بِدَمد. چون مدت دنيا سپرى شود، صور به جهت اسرافيل نزديك شده و اسرافيل بالهاى خود را جمع مىكند و در صور مىدمد و ملك الموت يك دست خود را زيرزمين هفتم مىبرد و ارواح اهل آسمانها و زمين را مىگيرد و در زمين جز ابليس و در آسمان جز جبرئيل و ميكائل و اسرافيل و عزرائيل كسى نمىماند و اينانند كه خداوند آنان را [از جمله بيهوش شوندگان به هنگام نفخ صور] استثناء كرده
[١] - علم اليقين فى اصول الدين، ج ١، ص ٤٣٤