اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١١٢ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
قرنها و عصرها و روزگارها شدند. تمدّن بشرى به هنگام ظهور محمد ٦ به كهنگى گراييده بود و به راه تباهى مىرفت، و با ظهور آن بزرگوار چهرهاش دگرگون شد، و راه و روش آن تغيير يافت و راه تعالى را در پيش گرفت. آرى، تمدّنى كه راهِ قهقرا و پَسرفتْ را مىپيمود، به راه تعالى بازگشت، و چه بازگشت بزرگى!!
هر يك از فرشته و حيوان با يك چشم به جهان مىنگرند؛ فرشته فاقد چشم چپ است؛ بدين معنا كه به امور مادّى نمىنگرد و از خواهشهاى طبيعى بىبهره است، و حيوان فاقد چشم راست؛ بدين معنا كه به امور روحانى و معنوى نگاهش نمىافتد. و امّا انسان، از هستىاى برخوردار است كه در آن مادّه و روح درهم آميخته است. يعنى موجود زندهاى است كه از هر دو چشم بهرهمند است؛ چشم راست و چپ هر دو را دارد. از اينرو، هرگاه تنها با چشم راست به جهان اطراف خود بنگرد و از جنبه ماديّت خود روى گرداند، به دشمنى با خواستههاى طبيعى خود برخاسته است. و هرگاه، تنها با چشم چپ به جهان بنگرد و جانب روحاش را فروگذارد، و هدف نهايى خود را با ارضاء خواسته نفسانى و سيرابى غرائز حيوانىاش قرار دهد، باز هم به خود ستم روا داشته است؛ چرا كه خود را از اوج بشريت به حضيض حيوانيّت فرو انداخته است «اولئكَ كَالْانْعامِ بَلْ هُمْ اضَّلُ».[١] اين آميختگى ميان روح و مادّه است كه به بشر اين امكان را داده است تا اين كه براى خود در زندگى هدف و مقصدى متعالى در نظر گيرد. و اين ويژگى آفرينش آدمى است كه او را از حيوان و فرشته ممتايز گردانيده است. كار بزرگ محمد ٦ اين بود كه انسان را واداشت تا به اين جهان با هر دو چشم بنگرد، و او را به سلوكِ صراط مستقيم رهنمود، و از انحراف به سوى چپ يا راست بازداشت. و او را به راهى خواند كه پايان آن مدنيّت متعالى و حيات معنوى و سعادتمندانه بود؛ چرا كه تعاليم و آموزههاى جاودانهاش تأمينكننده: دنيا و آخرت آدميان است و اين به واقع كارى است كارستان:
رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى الآخِرَةِ حَسَنَةْ.[٢] پروردگارا، ما را در اين جهان نيكويى- نعمت- ده و در آن جهان نيز نيكويى بخش.
[١] - اعراف، آيه ١٧٩
[٢] - بقره، آيه ٢٠١