اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١١٣ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
محققان و پژوهشگران دانش تاريخ بر اين باورند كه تعالى به دست آمده بشر در تمدن و دانش و معارف و فنّاورى پس از بعثت محمد ٦ با آن چه پيش از بعثت بدان دست يافته، بيرون از قياس است. از اين رو، بشريت در درازناى تاريخِ خود، كسى چون محمد ٦ را خدمتگذار تمدّن بشر نمىشناسد. او بزرگترين انسانى است كه زمين در خود پروريده است. پيامبر جهانيان است، نه تنها پيامبرِ شرق و نه تنها پيامبر مسلمانان؛ پيامبر همه بشريت است. بزرگى است كه هيچگاه در زمان و مكان نمىگنجد، دعوت او نيز چنين است. براى همين در جهان مردى را نمىشناسيم كه همه جهانيان از او بهرهمند شوند جز محمد ٦. هر كس اگر منصفانه زندگى او را بكاود و از مبادى تعاليم و آموزههايش آگاه شود، در مىيابد كه ديگر امّتها نيز چون امّت اسلامى از دعوت او بهره بردهاند. اساساً همه پيامبران در خدمت بشر بودهاند، و محمد ٦ بزرگترين و والاترين و سرآمد آنان است.
اگر به روزگارى كه اين بزرگ در آن به دنيا آمد، و عصرى كه در آن ظهور كرد بنگريم، بر شگفتىمان مىافزايد و حيرتمان شدّت مىيابد. او در تاريكترين روزگارها به دنيا آمد، و در ميان منحطترين مردم باليد؛ مردمى كه حق و باطل را فرق نمىنهادند و عدل و ستم را از هم باز نمىشناختند. در اين روزگارِ سياه براى زدودن ستم و طغيان از چهره زمين، و براى محو فقر و بيچارگى از جامعه بشرى به پا خاست و، همه توان خود را در اين راهِ مردافكن به كاربرد، و هستى خود و عزيزانش را فدا كرد. شريعتى آورد كه حاوى قوانين راقى و داراى مبادى عالى و سازگار با طبيعت و سرشت انسانها بود؛ نظامى شامل و فراگير، كه خردها از آوردنِ مانند آن، چه رسد برتر از آن، ناتوان است. شريعت او نظاممند و مبتنى بر سنّتهاى آفرينش است، كه حق هر يك از غرائز را ايفا مىكند. ميان طبيعت انسانى و خواستههاى او حايل نمىگردد، و در برخورد با خواهشهاى طبيعى، با نهايت تسامح و تساهل برخورد مىكند. محمد ٦ محاكم داورى را پيراست و سلطههاى قضايى را برداشت، احكامى كه ريشه در دوستىها و دشمنىها و شهوتها و غضبها داشت از ميان برد، و در مسند عدالت و انصاف جاى داد، و از بروز ظلم و بيداد و رفتن به بىراهه مانع شد، و از مردمى شقاوتمند انسانهايى سعادتمند، و از خوارشدگان عزيزان