اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١١٥ - خوشا آنان كه سر بر خاك اويند
خدا نپنداشتند، و يهوديان ديگر را مورد نفرت و كينه خويش قرار ندادند. در آيين او هرگز به كفرِ جنونآميز مسيحيان دچار نگشتند و يك خدا را، سه خدا و سه خدا را، يك خدا ندانستند. در آيين او هرگز خداى خود را به زير دندانهاخرد نكردند[١] ايمان به خداى يگانه، تنها اصل بزرگ آيين محمد بود. دين محمد دينى است معقول و جدّى و پاك و دوستدار بشريت. معقول است؛ زيرا هرگز به جنونِ شرك گرفتار نگشت و براى خدا همدست و همانند نساخت و اصول خود را بر پايه اسرارى متناقض و دور از عقل استوار نكرد. جِدى است، زيرا قمار و شراب و وسايل لهو و لعب را حرام دانست و به جاى آنها پنج نوبت نماز در روز تعيين نمود. پاك است، زيرا تعداد بىحدّ و حصر زنانى را كه بر بستر فرمانروايان آسيا مىآرميدند به چهار زن محدود كرد، دوستدار بشريت است، زيرا زكات و كمك بر همنوع را از سفر حج واجبتر شمرد، اينها همه نشانههاى حقيقت اسلام است. فضيلت همزيستى را نيز بر آنها بيفزاييد.[٢]
محمد ٦ در آغاز به تهذيب و پالايش نفوس پرداخت، و اين كارى است كه با زور و اجبار و خشونت انجام نمىگيرد، و بُرندهترين سلاح او در چيرگى بر دشمنانش «خُلْقِ عَظيمِ» و رحمت و شفقت و مهرورزى او به آدميان بود، و از همين روست كه پيامبر رحمت، ناميده شد؛ رحمت بر دور و نزديك، بيگانه و آشنا، رحمت بر دوست و دشمن:
وَما ارْسَلْناكَ الَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ.[٣] و ما تو را نفرستاديم مگر رحمتى براى جهانيان.
و در اين راه چه رنجها و آزارها كه تحمّل كرد، تا آنجا كه خود فرمود:
ما اوذِىَ نَبِىٌّ مِثْلَ ما اوذِيتُ.[٤] هيچ پيامبر مانند من [در هدايت خلق] رنج و آزار نديد.
آن گاه كه در مكّه بود مىتوانست شدّت عمل و قساوت و زور به كار گيرد و اگر
[١] - اشاره به عِشاء ربانى است؛ مراسمى كه در بسيارى از شاخههاى مسيحيّت، به ياد شام آخر عيسى( ع) با حواريّون، كه ضمنآن كشيش، اندكى نان و شراب( نماد جسم و خون مسيح) تبرك مىكند و به حضار مىخورانَد
[٢] - دانش مسلمين، ص ١٠٦؛ به نقل از اسلام از نظر ولتر
[٣] - انبياء، آيه ١٠٧
[٤] - بحارالانوار، ج ٣٩، ص ٥٦