اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٧١ - جز آستان توام در جهان پناهى نيست
آنها كه در عرصه «عبوديت» خود را به خداوند سپردند و از هر چه جز اوست بريدند، و اگر دَمْدَمِهاى از شيطان ايشان را به وسوسه افكند، خداوند را ياد كرده و به او پناه بردند، مجال را براى شيطان تنگ كرده هرگز ولايت و سرپرستى او را نپذيرفتند:
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ.[١] گمان پرهيزگاران چون دَمْدَمهاى از شيطان به ايشان رسد (از خدا) ياد مىكنند و ناگاه ديده ور مىشوند.
تنها چيزى كه مىتواند حصارِ دل شود و دلِ به اين وسعت را، كه از هيچ چيز پُر نمىشود، پركند و همه گِرداگردِ آن را فرا بگيرد و بسانِ لنگرى محكم و سنگين، كشتى دل را آرام و ثابت نگاه دارد، ياد خداوند؛ ياد عظمت و بزرگوارى خداوند است. و هم چنان كه خداوند از همه موجودات بزرگتر است، و برتر از آن است كه به وهم و تصور آدمى در آيد، ياد او نيز چنين است؛ بزرگتر و برتر از هر چيزى است: وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ.[٢] و به راستى ياد كردِ خداوند، (از هر چيز) بزرگتر است.
براى همين، امام على بن الحسين (ع)؛ امامى كه صحيفه مبارك، نازله روحِ لطيفِ اوست، يادكردِ خداوند و جارى ساختنِ نام پاك او را بر زبان و اذن خداوند بر اين كار بزرگ و بىبديل را، از بزرگترين نعمتهاى الهى بر آدميان دانسته است: وَمِنْ اعْظَمِ الّنِعَمِ عَلَيْنا جَرَيانُ ذِكْرِكَ عَلى الْسِنَتِنا، وَ اذْنُكَ لَنا بِدُعْاتِكَ و تَنْزِيهكَ وَ تَسْبِيحِكَ؛[٣] چرا كه اين نام پاك به هر زبانى كه جارى شود، سيل آسا، هر گونه پليدى را از ساحت وجود آدمى دور مىكند.
|
ذكر حق پاكست، چون پاكى رسيد |
رخت بربندد، برون آيد پليد |
|
|
مىگريزد ضّدها از ضّدها |
شب گريزد، چون برافروزد ضيا |
|
|
چون در آيد نامِ پاك اندر دهان |
نه پليدى و نه اندُهان[٤] |
|
و همين كه ساحتِ دل از ياد خدا سرشار شد ديگر، مجالى براى جز خدا، باقى نمىماند و دل در حصار محكمى قرار مىگيرد كه هيچ بدانديشى بدان راه نمىيابد و از همه آفتها و پليدىها و پلشتىها مصون مىماند. و هر چه جز خداست، در نگاهِ تيزبين آنكه همواره به ياد خداست و خداوند، به بزرگى و احتشام، بر جانش نشسته است، هيچ
[١] - اعراف، آيه ٢٠١
[٢] - عنكبوت، آيه ٤٥
[٣] - مفاتيح، مناجات ذاكرين
[٤] - مثنوى، دفتر سوم، بيت ١٨٦- ١٨٨.