اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٧٣ - جز آستان توام در جهان پناهى نيست
چيز عظيم و شكوهمند. تنها راه گريز از ارزشهاى موهوم، چشم دوختن به حقيقتى است كه وراىِ وهمِ آدمى است؛ يعنى خداى جليل و عظيم. آدمى بىخدا، هيچ است و با خدا همه چيز. از اين رو، با ياد عظمت خداوند آدمى گرانمايه مىشود و بىيادِ او، سبك مايه مىگردد. به هر اندازه از ياد خداوند كم بگذارد، در حقيقت، از خود كم گذاشته است. و هر اندازه وجودش از ياد خداوند تهى شود، در حقيقت، از خود تهى گشته است:
قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوْا أَنفُسَهُمْ.[١] بگو: بىگمان، زيانكاران آنانند كه در روز رستخيز، به خود، زيان رساندهاند.
وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكاً وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى. قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيراً. قَالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى.[٢] و هركه از ياد كَردِ من روى برتابد، بىگمان، او را زيستنى تنگ خواهد بود و روز رستخيز، وى را نابينا برخواهيم انگيخت.
گويد: پروردگارا! چرا مرا نابينا برانگيختى در حالى كه من بينا بودم؟ گويد:
بدين گونه بود كه نشانههاى ما به تو رسيد و تو آنها را فراموش كردى، و همان گونه امروز تو فراموش مىگردى.
همچنان كه در دنيا، يادِ خداوند و يادكَردِ عظمتهاى او، از بزرگترين نعمتهاى الهى است، در آخرت نيز بزرگترين نعمت، ديدار خداوند است و آنها كه در دنيا خدا را از ياد بردند و عظمت او را ناديده انگاشتند. همانانند كه در آخرت از ديدار خداوند محجوب و محروماند:
كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ. كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ.[٣] نه چنين است؛ بلكه آن چه مىكردهاند بر دلهاشان زنگار بسته است. آرى، بىگمان، آنان در آن روز، از پروردگارشان بازداشته خواهند بود.
[١] - زمر، آيه ١٥
[٢] - طه، آيه ١٢٤- ١٢٦
[٣] - مطفّفين، آيه ١٤- ١٥