قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٩٣ - مبحث دوم - در وقف
و امام جمعه محترم گرگان انجام گرديده است با توجه به اينكه طبق فتواى حضرت عالى معاطات در وقف بر مصالح عامه كفايت مىكند مضافاً به اينكه لفظاً هم واگذارى را ادا كرده آيا اين شخص مىتواند منصرف شده و برگردد يا خير؟
ج- با فرض اينكه مالك زمين آن را به عنوان حسينيه تحويل داده و متولى شرعى يا مردم قبض نموده و در جهت وقف هم مورد استفاده قرار گرفته مالك نمىتواند منصرف شود و حسينيه را به ملك خود برگرداند. ج ٢ ف ص ٣٤١- ٣٤٢
س ١٤٠- چند سال قبل عدّهاى از مسلمين به كمك يكديگر يك دستگاه ساختمان را خريدارى كردهاند، اين ساختمان به نام حسينيّه تكميل شده و اتمام يافته؛ قباله نيز به نام يكى از اعضاى هيأت، ثبت سند شخصى شده است؛ امّا فعلًا نسبت به او متعرّض شده و مىگويند بايد قباله وقف شود، آنها بعد از تشكيل جلسه عمومى و رأىگيرى شخص ديگرى را انتخاب كردهاند، امّا شخص سابق بدون رضايت و اجازه مردم سند را وقف كرده و توليت را به نام خودش نموده، باز هم مردم ناراحتند، آيا شرعاً اجازه مردم شرط است يا نه؟ و چنين وقفى صحيح است يا نه؟
ج- اگر در حين وقف ساختمان، تعيين متولّى نشده، توليت آن با حاكم شرع است. و چنانچه پس از انجام وقف شرعى، اقدام به تعيين متولّى در ثبت سند وقفى نموده باشند اعتبار ندارد. و در مثل مفروض سؤال، اصل وقف كردن و تعيين متولّى شرعى، موكول به توافق تمام شركاء است. ج ٢ ف ص ٣٩٣- ٣٩٤
(٨١- ١٢٨٨)
س ١٤٢- زيد مدرسهاى تأسيس كرده كه توليت آن را مادام العمر براى خود قرار داده و پس از مدّتى كه تحت توليتش آن مدرسه اداره مىشد، وصيت كرده كه بعد از مرگش عمرو متولّى آن مدرسه باشد و در اواخر عمرش وصيت نامه ديگرى نگاشته كه در آن نوشته: «بايد بعد از مرگ من عمرو متولّى آن مدرسه نباشد و بكر متولّى باشد» مرقوم بفرماييد كه آيا عمرو متولّى شرعى آن مدرسه است يا بكر؟
ج- چنانچه در وقت وقف كردن مدرسه حق تعيين متولّى بعد از خود را براى خود قرار نداده باشد وصيّت او نافذ نيست و توليت مدرسه بعد از او با حاكم شرع است.
ج ٢ ف ص ٣٩٤- ٣٩٥
(٨١- ٨٣٥)
س ١٤٤- مؤمنين كشمير اموال و اجناس و قطعات اراضى و درختانى را وقف حسينيه