قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٧٧ - مبحث اول - در عمرى و رقبى و سكنى
مىشود و اين حق ممكن است به طريق عمرى يا به طريق رقبى برقرار شود.
مسأله ٢- اگر سكونت در خانهاش را مثلًا براى كسى قرار دهد، به اينكه او را بر اسكان آن- با بقاى خانه بر ملك خودش- مسلط نمايد، به آن «سكنى» گفته مىشود؛ چه مطلق بگذارد و مدتى را معين نكند مثل اينكه بگويد: «تو را ساكن خانهام كردم» يا «سكناى خانه مال تو است» يا مدت آن را به اندازه عمر يكى از آنها قرار دهد مانند اينكه بگويد: «سكونت خانهام در مدت حيات تو مال تو است» يا «در مدت حيات من». يا مقدار آن را به زمان تعيين كند مانند يك سال و دو سال مثلًا. البته براى هر يك از دوتاى آخرى، اسمى است كه به آن اختصاص دارد و آن در اولى «عمرى» و در دومى «رقبى» است. ج ٣ ص ١٥٣- ١٥٥
مسأله ٣- هر كدام از اين سه، احتياج به عقد دارند كه بر ايجاب از مالك و قبول از ساكن مشتمل است؛ پس ايجاب، هر آن چيزى است كه عرفاً مفيد تسليط مذكور باشد، مثل اينكه در سكنى بگويد: «تو را در اين خانه ساكن كردم» يا «سكناى آن مال تو است» و هر چيزى كه مفيد معناى آنها به هر لغتى باشد. و در عمرى، مدت حياتم يا حيات تو؛ و در رقبى مثلًا يك سال يا دو سال، اضافه مىشود. و عمرى و رقبى دو لفظ ديگر دارند؛ براى اولى: عمرى دادم اين خانه را در طول عمر تو يا عمر من يا مادامى كه باقى بودى يا باقى بودم يا مادامى كه زندگى كنى يا زندگى كنم و مانند اينها. و براى دومى: به مدت چنينى به تو رقبى دادم. و قبول هر چيزى است كه دلالت بر رضايت به ايجاب كند. ج ٣ ص ١٥٥
ر. ك. ٨٥٧ س ٨٧.
ماده ٤٤: در صورتى كه مالك براى حق انتفاع مدتى معين نكرده باشد حبس مطلق بوده و حق مزبور تا فوت مالك خواهد بود مگر اينكه مالك قبل از فوت خود رجوع كند.
مسأله ١- ... و اگر مطلق بگذارد و وقتى را معين نكند، مادامى كه حابس حيات دارد لازم است؛ پس اگر بميرد ارث مىباشد. و همچنين است حال اگر بر عنوان عامى مانند فقرا حبس نمايد، پس اگر آن را محدود به وقتى نمايد تا پايان آن لازم مىباشد و اگر وقتى را تعيين نكند مادامى كه حابس حيات دارد، لازم مىباشد. ج ٣ ص ١٥٣- ١٥٥
(٨٦٩)
ماده ٤٥: در موارد فوق حق انتفاع را فقط درباره شخص يا اشخاصى مىتوان برقرار