قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٢١ - مبحث اول - در احكام بيع
ج- در فرض مذكور معامله صحيح است و بدون وجود يكى از اسباب خيار هيچ يك از طرفين حق فسخ ندارد، و فروشنده فقط اصل قسط باقى مانده را حق دارد.
ج ٢ ف ص ١٥٣
(٢١٩- ٤٥٧)
(ع: عدم تشريفاتى بودن بيع) س ١٩٥- اينجانب با رضايت سه شريك خود، آپارتمان خود را با شخصى قولنامه كرده و در قولنامه قيد شده كه حداكثر تا فلان موقع مدارك لازم جهت انتقال آپارتمان را حاضر كنم كه حاضر هم گردانيدم ولى خريدار به علت قوانين جارى كشور نتوانست در موعد مقرر مجوّز را كسب كند و براى معامله حاضر گردد مدتى گذشت تا اينكه به علت خالى بودن آپارتمان از طرف سازمان مسكن اخطار كردند، سه شريك بنده اظهار داشتند شرعاً موعد مقرر معامله در قولنامه تمام شده و از طرف سازمان مسكن هم اخطار كردهاند و در اين شرايط خالى گذاردن آپارتمان صحيح نيست لذا آن را به اجاره داديم ولى خريدار پس از مدتى به اينجانب مراجعه و تقاضاى جريمه و انجام معامله را دارد آيا ما فروشندگان، شرعاً موظف هستيم بعد از گذشت موعد مقرر آپارتمان را واگذار نماييم يا خير؟
ج- معامله فروش و خريد اگر شرعاً انجام گرديد و تنها بنا شد انتقال سند و پرداخت بقيه پول در تاريخ مقرر انجام گيرد بدون اينكه حق فسخى براى فروشنده شرط شده باشد ملك و اجاره مدت واگذار به غير شده متعلق به خريدار است و وجهى كه شرط شده در صورت تأخير در انتقال سند خريدار به فروشنده بپردازد خريدار طبق شرط بايد به فروشنده بپردازد ولى اگر معامله شرعاً انجام نشده فقط قول فروش و خريد داده شده اختيار ملك با فروشنده است. ج ٢ ف ص ١٥٨- ١٥٩
(٣٦٢ بند ١- ٢٣٠)
- (در عدم تشريفاتى بودن بيع، ٢١٩ س ١٧، ١٨)
ماده ٣٤٠: در ايجاب و قبول الفاظ و عبارات بايد صريح در معنى بيع باشد.
ماده ٣٤١: بيع ممكن است مطلق باشد يا مشروط و نيز ممكن است كه براى تسليم تمام يا قسمتى از مبيع يا براى تأديه تمام يا قسمتى از ثمن اجلى قرار داده شود.
مسأله ١٢- بنابر احتياط (واجب) معلّق كردن بيع بر چيزى كه در هنگام عقد حاصل نيست، جايز نمىباشد؛ چه بداند كه بعداً حاصل مىشود يا نداند و (همچنين، معلّق نمودن آن) برچيزى كه حصول آن در وقت عقد مجهول است. و امّا تعليق آن برچيزى كه در وقت عقد، معلومالحصول است مثل اينكه بگويد: «به تو فروختم اگر امروز روز شنبه