قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤١٣ - مبحث چهارم - در استيفاء
المثل كار انجام شده را استحقاق دارد. ج ٢ ف ص ٢٥٦
س ٤٤- تعميركار چيزى را تعمير كرده آيا هر چه گفت بايد به او داد يا نه؟ در صورت مشخّص نبودن اجرةالمثل چه بايد كرد؟
ج- بايد اجرت المثل بدهد و اگر مشخّص نيست مصالحه نمايند. ج ٢ ف ص ٢١٢- ٢١٣
س ٤٥- مقدارى جنس از طرف مؤسّسه قرض الحسنهاى خريدارى مىشود تا پس از فروش اگر منافعى به دست آمد براى اين صندوق وسائل ضرورى خريدارى شود ولى به علّت نداشتن جا در محلّ، آنها را به طور امانى در گوشه مغازهاى كه مجاور اين مؤسّسه قرار دارد مىگذارند، صاحب مغازه، اين اجناس را به فروش رسانده و پس از فروش، مبلغى سود عايد گرديده و مغازه دار هم اظهار مىكند كه نصف سود به او تعلّق مىگيرد در صورتى كه اجناس مزبور مانع وى نبوده و كم كم به فروش رفته و از پولش هم استفاده مىكرده و ضمناً قرارى با وى در اين مورد نشده است؛ اكنون كه از وى خواسته شده كه پول را به صندوق واريز نمايد، امتناع مىكند؛ آيا چنين حقّى به ايشان تعلّق مىگيرد يا خير؟
ج- اگر به مغازه دار دستور فروش داده شد و شرط مجّانى بودن كار وى نشده مىتواند اجرة المثل را مطالبه نمايد. ج ٢ ف ص ٢١٣
س ٤٦- كارهاى غير مستقلى را كه اولاد در خانه و براى امرار معاش انجام مىدهد (چه در زمان بلوغ يا غير بلوغ) حقّ ادّعاى اجرت از پدر دارد يا نه؟
ج- اگر به دستور پدر نيست يا به قصد مجّان انجام مىدهند استحقاق اجرت ندارند.
ج ٢ ف ص ٢١٣
س ٥٦- مالكى زمينى را به مساحت يك هكتار به دست شش نفر داده كه جو و گندم بكارند بعد مالك به اين شش نفر گفته شما اين زمين را به صورت باغ درآوريد و درخت كارى كنيد چون جو و گندم منفعت زيادى نمىدهد لذا مالك، زمين را كنده و اين شش نفر زمين را هموار كردند و درخت كاشتند و قرار بود مالك به اين شش نفر مزد كارگرى دهد ولى مزد هم نداد و اين شش نفر مدت بيست سال باغ و درخت كارى را حفاظت و نگهدارى مىكردند تا درختها همه بزرگ شدند و ميوه مىدادند و مدت بيست سال مزد نگرفتند چون كشاورز بودند، بعد از بيست سال، مالك اين زمين را از دست اين شش نفر گرفت و داد به يك نفر ديگر حالا حدود هشت سال است كه در دست آن فرد مىباشد،