قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٥٢ - مبحث اول - در غصب
مسأله ٧- استيلاى غاصب بر مغصوب، و تحت يد (زيردست) او قرار گرفتن آن، در نظر عرف، به اختلاف چيزهاى غصبى مختلف مىباشد و ميزان اين است كه در نظر عرف، چيزى عدواناً تحت يد او قرار بگيرد. بنابراين در چيز منقولى كه حيوان نيست با گرفتن آن با دستش يا با انتقال آن به خود يا به خانه يا دكان يا انبارش يا غير از اينها از جاهايى كه محل حفظ اموالش است، استيلا تحقق پيدا مىكند ولو اينكه اين به مباشرت خودش نباشد بلكه به دستور او باشد، پس اگر باربرى به دستور او آن را انتقال دهد آمر غاصب است و در ثبوت ضمان كفايت مىكند، بلكه ولو اينكه منقول مثلًا در خانه يا دكانش باشد و مالك آن، آن را مطالبه نمايد ولى او ردّ نكند در حالى كه بر خانه و دكان استيلا داشته باشد در ثبوت ضمان كافى است، بلكه اگر مثلًا بر فرش استيلا پيدا كند ولو اينكه به نشستن روى آن باشد در ثبوت ضمان كفايت مىكند، ولى مجرد نشستن و قصد استيلا- مادامى كه عرفاً تحقق پيدا نكرده- در ثبوت ضمان كافى نيست و استيلاى عرفى در هر موردى مختلف است. چنانكه در حيوان هم ميزان همان است و نشستن روى حيوان در صورتى كه افسار آن را- بعد از كنار زدن و دفع نمودن مالك يا حضور نداشتن مالك- به دست بگيرد و حيوان را راه ببرد و با راه بردن او، حيوان راه برود و منقاد او باشد كفايت مىكند، پس اگر گلّهاى از گوسفندها در صحرا باشد و چوپان همراه آنها باشد، پس چوپان را كنار بزند و به عنوان چيره شدن و از دست مالك درآوردن بر آن گلّه استيلا پيدا كند و آن را راه ببرد و به منزله چوپان گلّه كه آن را حفظ مىنمايد و مانع تفرق آن مىشود درآيد، ظاهر آن است كه در تحقق غصب كفايت مىكند، زيرا عرفاً استيلا صدق پيدا كرده است. و اما چيز غير منقول، پس در غصب خانه و مانند آن مثل دكان و كاروانسرا، نشستن او در آنها يا نشاندن كسى كه دستور او را اطاعت مىكند بعد از كنار زدن مالك از آنها و يا عدم حضور او كفايت مىكند. و همچنين است اگر كليد آنها را به زور از صاحب آنها بگيرد و درب آنها را ببندد و باز كند و رفت و آمد نمايد. و اما باغ، در صورتى كه داراى درب و ديوار باشد مانند خانه است وگرنه ورود و رفت و آمد نمودن در آن بعد از كنار زدن مالك آن به عنوان استيلا پيدا كردن و انجام دادن بعضى از تصرفات در آن، در غصب آن كفايت مىكند. و همچنين است حال در غصب روستا و مزرعه. همه اينها در غصب اعيان بود. و اما غصب منافع، پس به گرفتن عينى كه داراى منفعت است از