قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٤٩ - مبحث اول - در قصد طرفين و رضاى آنها
زمين و غيره سرمايه گذارى كردم و مقدارى از قرضهاى آن را كه باقى مانده بود مرحوم والد پرداخت نمودند و به دليل احتياج، با خريدن اثاثيه در منزل سكنا گزيدند و بعد از مدتى والد رحلت فرمودند و اينك اخوى كه صاحب سند زمين بوده منزل را اجاره داده و بهاى اجاره را گرفته و ادعاى مالكيت اعيانى دارد خواهشمند است بفرماييد تكليف ما چيست؟
ج- اگر معلوم است كه شما مخارجى از خودتان در ساختمان كردهايد نسبت به آن مقدار شريك هستيد و چنانچه اختلافى هست بايد در محكمه شرعيه حل شود.
ج ٢ ف ص ٢٥٣
س ٢٤- چند نفر شانزده سال پيش از سازمانى به نام خود تقاضاى وام كرده و پس از دريافت وام دست به حفر چاه ژرف مىزنند، در اين كار با عدهاى ديگر قرار مىگذارند كه مىتوانند به ازاى هر ساعتى يك صد و سى تومان بيعانه پرداخته و قبض موقت دريافت كنند تا در صورتى كه بقيه مخارج را هر ساله پرداختند پس از هفت سال سند چاه به نام آنان بشود، چاه زده مىشود آب بالا مىآيد اما پس از مدت كوتاهى بهره بردارى متوجه مىشوند كه چاه كج حفر شده به اين ترتيب رشتهها پنبه مىشود و مخارج هنگفتى به دنبال مىآورد عدّهاى كه قبض موقت دريافت كرده بودند چون چاه را خراب مىبينند حاضر به قبول اقساط آن نمىشوند مدتى چاه بسته مىماند سازمان مذكور متقاضيان وام را احضار كرده و پول مىخواهد آنان بالاجبار براى رساندن قسط، چاه ديگرى حفر مىكنند دوّمين چاه حفر مىشود آب بالا مىآيد اشخاصى كه بيعانه داده بودند پولش را به حساب آب گذاشته و از شريك شدن منصرف مىشوند و از آن زمان تاكنون كه شانزده سال مىگذرد مستأجر آب هستند و اجاره دادهاند اما قبض موقت شانزده سال پيش در دست آنان است با توجه به اينكه چاه قبلى با لولههاى آن هنوز دست نخورده در چند مترى اين چاه وجود دارد آيا مىشود از اين قبض موقت استفاده نموده و گفت اجارههايى كه دادهايم عوض قسط حساب كنيد و ما هم شريك اين چاه هستيم؟
ج- بدون معامله جديد در چاه دوّم شريك نمىشوند. ج ٢ ف ص ٢٥٥
س ١٦- زنى در مدّت خدمت خود از دولت حقوق مىگيرد و از منافع و اموال