قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٣٥ - باب ششم - در شكار
و ظاهراً در وسيله مذكور يعنى وسيله داراى آهن تيز، معتبر نيست كه پاره كند و جراحت ايجاد نمايد، بلكه اگر به شكار تيرى بزند يا نيزه بر آن پرتاب كند و آن را به وسيله تير و يا پرتاب نيزه به قتل برساند بدون آنكه اثر تير و نيزه در آن باشد، خوردن آن حلال است. و «معراض» به وسيله آهنى ملحق مىشود. و معراض- چنانكه گفته شده- چوبى است كه داراى پيكان نيست ولى دو طرف آن تيز است و وسط آن سنگين است، يا تيرى است كه سرش تيز است و پيكان ندارد، يا تيرى است كه نوك تيز ندارد و وسط آن ضخيم مىباشد و به پهناى آن به شكار مىخورد نه به تيزى آن. و به هر حال وقتى مقتول اين وسيله (معراض) حلال مىشود كه شكار به وسيله آن ولو مختصراً پاره و سوراخ شود؛ پس اگر به وسيله سنگينى آن بدون آنكه پاره نمايد كشته شود حلال نمىباشد، و احتياط (واجب) آن است كه از معراض به غير آن؛ از چيزهاى تيزى كه غير آهن باشند، تعدّى نشود. ج ٣ ص ٢٤٣
مسأله ٧- هر وسيله جمادى كه داراى آهن تيز و يا وسيله تيز غير آهنى نباشد و به پاره كردن شكار، آن را به قتل برساند از چيزهاى سنگين مانند سنگ و دبوس و عمود و گلوله، مقتول اين گونه چيزها مانند شكارى كه به وسيله طنابها و تور و دام و مانند اينها به قتل مىرسد حلال نمىباشد. البته گرفتن شكار به وسيله آنها مانعى ندارد و همچنين به وسيله حيوانى غير سگ- مانند يوزپلنگ و پلنگ و باز شكارى و غير اينها- به اين معنى كه شكارى كه ممتنع است به وسيله آنها غير ممتنع و تسليم شود. وليكن به وسيله اين وسائل حلال نمىشود مگر اينكه به شكار برسد و آن را تذكيه نمايد. ج ٣ ص ٢٤٣
مسأله ٨- شكارى كه به وسيلهاى كه معروف به تفنگ است كشته شود در صورت جمع بودن شرايط، بعيد نيست كه حلال باشد، به شرط آنكه بنابر احتياط (واجب) گلوله آن تيز باشد و به واسطه تيزىاش در بدن حيوان فرو رود، پس از آنچه كه به وسيله گلولهاى كه چنين نيست، كشته شود بايد اجتناب شود اگرچه با قوتش آن را پاره و جرح نمايد. و گلولهاى كه در مسأله گذشته گفتيم كه مقتول آن حرام است، غير اين گلولهاى است كه به جهت تيزيش نفوذ مىكند و پاره مىكند. ج ٣ ص ٢٤٣- ٢٤٥
مسأله ٩- در حلال بودن شكار به وسيله جمادى، يكى بودن شكارچى و يكى بودن وسيله، معتبر نيست؛ پس اگر يك نفر تير بزند و ديگرى با نيزه بزند و هر دو نام خدا را