قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٦٢ - مبحث دوم - در احكام و آثار املاك نسبت به املاك مجاور
ر. ك. ذيل ٧٧٠، در فروع متعلق به صلح، مس/ ٢٦.
- ٦٣٨/ مس/ ١١.
- (درباره اذن، ر. ك. ١٠٤٩/ مس/ ١١ و ١٢).
ماده ١٢١: هرگاه كسى به اذن صاحب ديوار بر روى ديوار سرتيرى گذارده باشد و بعد آن را بردارد نمىتواند مجدداً بگذارد مگر به اذن جديد از صاحب ديوار و همچنين است ساير تصرفات.
ماده ١٢٢: اگر ديوارى متمايل به ملك غير يا شارع و نحو آن شود كه مشرف به خرابى گردد صاحب آن اجبار مىشود كه آن را خراب كند.
- ر. ك. ٣٣٣/ مس/ ٥٩.
ماده ١٢٣: اگر خانه يا زمينى بين دو نفر تقسيم شود يكى از آنها نمىتواند ديگرى را مجبور كند كه با هم ديوارى مابين دو قسمت بكشند.
ماده ١٢٤: اگر از قديم سرتير عمارتى روى ديوار مختصى همسايه بوده و سابقه اين تصرف معلوم نباشد بايد به حال سابق باقى بماند و اگر به سبب خرابى عمارت و نحو آن سرتير برداشته شود صاحب عمارت مىتواند آن را تجديد كند و همسايه حق ممانعت ندارد مگر اينكه ثابت نمايد وضعيت سابق به صرف اجازه او ايجاد شده بوده است.
ر. ك. ٧٧٠، در فروع متعلق به صلح، مس ٢٩.
ماده ١٢٥: هرگاه طبقه تحتانى مال كسى باشد و طبقه فوقانى مال ديگرى هر يك از آنها مىتواند به طور متعارف در حصه اختصاصى خود تصرف بكند ليكن نسبت به سقف بين دو طبقه هر يك از مالكين طبقه فوقانى و تحتانى مىتواند در كف يا سقف طبقه اختصاصى خود به طور متعارف آن اندازه تصرف نمايد كه مزاحم حق ديگرى نباشد.
ماده ١٢٦: صاحب اطاق تحتانى نسبت به ديوارهاى اطاق و صاحب فوقانى نسبت به ديوارهاى غرفه بالاختصاص و هر دو نسبت به سقف مابين اطاق و غرفه بالاشتراك متصرف شناخته مىشوند.
ماده ١٢٧: پله فوقانى ملك صاحب طبقه فوقانى محسوب است مگر اينكه خلاف آن ثابت شود.
ماده ١٢٨: هيچ يك از صاحبان طبقه تحتانى و غرفه فوقانى نمىتواند ديگرى را اجبار