قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٤٥ - مبحث دوم - در وقف
بفروشند يا نه؟ و در صورت فروش آيا آن معامله باطل و تصرّف ملك به خريدار حرام است يا خير؟
ج- فروش وقف باطل است. ج ٢ ف ص ٣٧٢
(٣٤٩)
س ٩٦- مشهور است كه زمينى وقف اولاد ذكور است و فاقد وقفنامه و سند مىباشد و چند نسل گذشته است و از نظر تقسيم، اولاد ذكور به دردسر و اختلاف و درگيرى دچار شدهاند با توجه به مطالب فوق، آيا مىشود زمين مذكور را فروخت يا خير؟ و آيا مىتوان بين اولاد ذكور مبايعه نمود و اولاد ذكور به اولاد ذكور ديگر خريد و فروش نمايند يا خير؟
ج- اگر وقف بودن آن محرز است بايد بر طبق وقف عمل شود و با امكان بهرهبردارى از آن، فروش آن جايز نيست. ج ٢ ف ص ٣٧٢- ٣٧٣
(٣٤٩)
س ٩٧- زمينى ندانسته خريدارى شده براى كوره آجرپزى، و كوره حفر شده [است] پس از يك سال معلوم شده كه زمين، وقف بر اولاد مىباشد. آيا مىشود براى آجرپزى از خاك آن استفاده كرد يا نه؟
ج- معامله باطل است و در فرض مذكور تصرّف جايز نيست.
ج ٢ ف ص ٣٧٣
(٣٤٩)
س ٩٨- در يكى از دهكدههاى كوهستانى، در زمان طاغوت، دولت وقت آن روز زمينهاى مزروعى زيادى را جهت انبار ذغال سنگ، از مالكين آنها به اجبار و اكراه خريدارى كرده؛ يك قطعه از آنها زمين موقوفه بوده كه مال الاجاره آن بر طبق وقف عمل مىشده. متولّى با پولى كه به او داده بودند، ٢ قطعه زمين در جايى ديگر قريه عوض موقوفه خريده و مال الاجاره آن را صرف راهسازى و تعمير مسجد و غيره مىنمايد.
زمين موقوفه مذكور كه بالاجبار از متولّى خريدهاند، بدون رضايت او به اداره تربيت بدنى واگذار شده و امروز قسمتى از ميدان و زمين فوتبال بچهها مىباشد. آيا متولّى زمينِ موقوفه مذكور واجب است كه از دولت جمهورى اسلامى تقاضاى استرداد زمين مذكور را نمايد و از او پس بگيرد؟ (البته زمين موقوفه مذكور را وصى حسب الوصيّه موصى، پس از ده سال وقف نموده).
ج- موقوفه فروخته شده به حال وقف باقى است و متولّى شرعى وقف، مىتواند اگر