قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٢٠ - فصل اول - در اشياء پيدا شده
تعريف كند، پس اگر مالك را در ميان آنها پيدا نكرد، تعريف آن را در شهرهاى ديگر؛ هر شهرى كه بخواهد- از شهرهايى كه احتمال مىدهد صاحب آن در آنجا باشد- تمام مىنمايد. و سزاوار است كه در نزديكترين شهر به آنجا باشد و در صورت امكان الاقرب فالاقرب باشد. ج ٣ ص ٤٠٥- ٤٠٧
مسأله ٢١- كيفيت تعريف اين است كه منادى بگويد: چه كسى طلا يا نقره يا لباسش گم شده است؟ و الفاظى كه شبيه آن مىباشد به لغتى كه اكثراً آن را مىفهمند. و جايز است كه بگويد: چه كسى از او چيزى يا مالى گم شده است؟ بلكه چه بسا گفته شده: اين طور احوط و اولى است. پس اگر كسى ادعا كند كه از او گم شده است، بايد خصوصيات و صفات و علامات آن را از ظرف و دوخت و ساخت آن، از او بپرسد و امورى كه اطلاع داشتن غير مالك بر آن بعيد است از قبيل تعداد آن و زمان و مكان گم شدن آن و غير آن را بپرسد، پس اگر صفات و خصوصياتى را كه ذكر كرده با خصوصياتى كه در آن مال وجود دارد موافقت كند، تعريف آن تمام است و جهل او به بعضى از خصوصياتى كه مالك غالباً اطلاع و توجه به آنها ندارد مگر به ندرت، ضرر نمىرساند. مگر نمىبينى كتابى را انسان مالكش است و آن را مدت طولانى قرائت و مطالعه مىكند، ولى غالباً عدد اوراق و صفحات آن را نمىداند؟ پس اگر مثل اين را نداند، ليكن صفات و علامات ديگرى را كه بر مالك مخفى نيست توصيف نمايد، در تعريف و توصيف آن كفايت مىكند. ج ٣ ص ٤٠٧
مسأله ٢٢- اگر لقطه قابل تعريف نباشد، به جهت اينكه داراى علامت و خصوصيات ممتازى از غير آن نباشد تا مدّعى آن، آن را به وسيله آنها توصيف نمايد و ملتقط آنها را از مدعى سؤال كند- مانند يك دينار از دينارهاى متعارف كه در كيسه نباشد و شكسته نباشد- تعريف آن ساقط است. و در اين صورت آيا بين امور سهگانه گذشته بدون تعريف، مخير است، يا با آن معامله مجهول المالك مىشود پس تصدّق به آن متعيّن مىشود؟ دو وجه است كه احوط (وجوبى) دومى آنها است. ج ٣ ص ٤٠٧
(٢٨)
س ١١- تعريف لقطه در رساله نوشته شده آيا اعلان و تعريف، به نوشتن در روزنامه و يا زدن اعلاميه به ديوار حاصل مىشود؟ و اگر از اول از پيدا كردن صاحبش مأيوس باشد چه كند؟