قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٩٩ - باب دوم - در حيازت مباحات
ج- اگر حمام حق استفاده از آب قنات دارد مىتواند مانند گذشته از آب قنات بردارد در غير اين صورت برداشت آب و استفاده از آن منوط به اجازه تمام شركاء است.
ج ٢ ف ص ٥٩٥- ٥٩٦
(٩٧)
س ٥٨- آب آشاميدنى شهر دامغان گچ دارد و طبق تشخيص كارشناس و خبره استفاده از آن بدون تصفيه مضر است از طرفى در شش فرسخى دامغان چشمهاى است كه آب بسيار فراوانى دارد و آزمايش كردهاند كه بدون تصفيه قابل شرب است و ضمناً قراء اطراف و باغستان شهر از اين آب مشروب مىگردد حالا دولت مىخواهد آب آشاميدنى شهر را از محل مركزى چشمه يعنى نقطه جوشش آب بوسيله لولهكشى تأمين كند با توجه به اينكه محل چشمه بوسيله دولت سنگ چين شده و تجاوزى به نهر آب كسى نمىشود و دولت تعهد كرده كه نهر و چشمه را لايروبى كند و آب چشمه هم بقدرى زياد است كه با لولهكشى كم نمىشود آيا استفاده از اين چشمه با طريق مذكور شرعاً مانعى دارد يا خير؟
ج- با فرض اينكه چشمه ملك كسى نيست و حق كسى هم تضييع نمىشود مانع ندارد. ج ٢ ف ص ٥٩٧
(٢٧- ٩٢)
س ٩- جنگلى در چهار محال بختيارى و پشت كوه است كه تمام آن درخت بلوط مىباشد، و به هيچ دردى غير از زغال نمىخورد. بعضى از مردم در همين آباديها زغال مىخرند، و بعضى ديگر از اين جنگل چوب بريده و براى زمستان خود مىآورند، و بيشتر زندگى اينان از اين كار مىگذرد، اكنون كميته يا پاسداران يا ژاندارمرى اين زغالها و چوبها را مىگيرند و خالى مىكنند. آيا جايز است اينها را تخليه كنند يا نه؟ و اگر جايز است با توجّه به اين كه اين منطقه سردسير مىباشد و مردم از همين چوب و زغال استفاده مىكنند چكار كنند؟
ج- چوب و زغالى را كه اشخاص حيازت و تهيّه نمودهاند ملك خود آنها است، و كسى حقّ ندارد به اجبار از ايشان بگيرد، اگر چه تصرّف در جنگل بايد تابع مقرّرات دولت اسلامى باشد. ج ٣ ف ص ٥٤٩- ٥٥٠
(٩٢- ٢٧)
ر. ك. ٩٧ س ٥٥- ١٥٥ س ٥١.
ماده ١٤٨: هر كس در زمين مباح نهرى بكند و متصل كند به رودخانه، آن نهر را احياء