قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٩٢ - باب اول - در احياء اراضى موات و مباحه
س ٥- مجموع اراضى بعضى از روستاها به نسبت مساوى تقسيم شده، (مثلًا ٧٥ سهم در برابر ٧٥ نفر براى هر يك نفر يك سهم) بعضى از افراد اهالى قسمت بيشترى دارند يعنى علاوه بر سهم مفروض كه تحت تصرّف آنها است و هر سال به عنوان ديم زير كشت مىبرند يك برابر و گاهى تا چند برابر از سهام ديم بيشتر كشت نموده و اين سهام اضافى از ساليان متمادى در تصرّف آنها بوده، آيا بيشتر از سهم مفروض حق كشت دارند يا نه؟ يا اينكه هيئت واگذارى زمين مىتواند مازاد بر سهم مقرّر را گرفته و به محرومين و كسانى كه احياناً زمين ندارند واگذار نمايد تا موقّتاً كشت كنند؟
ج- مقدارى بيشتر را كه بعض اهالى روستا زير كشت بردهاند اگر متعلّق حق كسى نبوده ملك شرعى آنان است و موات محسوب نيست. ج ٢ ف ص ٥٦٩- ٥٧٠
س ٦- قطعه زمين مواتى را كه ميدان بازى جوانهاى محل بوده است، شخصى اقدام به آباد كردن آن نمود و قسمتى از آن را به زير كشت برده ولى با اعتراض آنهايى كه قبلًا زمين را در اختيار داشتند و روى آن بازى مىكردند مواجه شده و آنها مانع از فعّاليّتش شدهاند، لطفاً حكم شرعى را بفرمائيد كه آيا زمين به گروه اول تعلّق مىگيرد يا به شخص دوم؟
ج- اگر زمين مذكور حريم يا متعلّق حقّ كسى نباشد احياء آن اشكال ندارد.
ج ٢ ف ص ٥٧٠
(١٣٩)
س ٩- زمينى است موات كه محل سكونت عشاير و چادرنشينها بوده كه [در هر سال] مدّت سه برج در آنجا ساكن بودهاند. اما بعد از كودتا در افغانستان ديگر آنها نمىآيند. لذا دو طائفه از زمين داران نزديك آن محل، بين خود دعوا دارند و هر كدام ادعاى ملكيّت مىكنند، بيان نماييد كه آن زمين ملك كسى است كه اول احياء و زراعت نموده است يا ملك كسى كه آبريز به سوى ملك اوست؟
ج- زمين موات اگر ملك يا حريم ملك كسى نبوده، كسى كه آن را احياء و زراعت كرده مالك است. ج ٢ ف ص ٥٧١- ٥٧٢
(١٣٩)
س ١٠- اگر كسى زمين موات را با شرايط معتبره در احياء، احياء كرد و به صورت باغ يا زراعت درآورد آيا مىتوان بالاجبار از او گرفت؟
ج- در فرض مرقوم جايز نيست. ج ٢ ف ص ٥٧٢