قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٨٧ - باب اول - در احياء اراضى موات و مباحه
ده قرار دارد و اهالى ده در سال پنجاه و شش در اطراف خانههايشان يك حصار كشيدهاند آيا از نظر شرعى زمينِ داخل حصار، زمين موات حساب مىشود يا اينكه همان حصارى كه در سال پنجاه و شش بستهاند مالكيت حساب مىشود؟
ج- مجرّد ديواركشى موجب ملكيت زمين موات نيست و چنانچه به قصد احياء با شرايط ديگر بوده حق اولويت مىآورد مگر اينكه حريم باشد.
ج ٢ ف ص ٥٨٠- ٥٨١
(١٣٩)
س ٢٨- اگر زمين داخل حصار، موات حساب مىشود اولويت با كيست، با اهالى همان ده يا ده ديگر كه در چند كيلومترى قرار دارد؟
ج- با شرطى كه در مسأله قبل ذكر شد موجب اولويت براى كسانى است كه ديوار كشيدهاند. ج ٢ ف ص ٥٨١
س ٢٩- اينجانبان زمين مواتى را پانزده سال پيش تحجير كرده سپس احيا نموديم آيا چنين تحجيرى براى ما ملكيت مىآورد يا خير؟
ج- زمين موات اگر ملك يا حريم ملك كسى نبوده كسى كه آن را به قصد احياء و با مراعات شرايط مقرّره تحجير كرده حق اولويت دارد و ملكيت منوط به احياء است.
ج ٢ ف ص ٥٨١
(١٣٩)
ر. ك. ١٤٣ س ١١.
ماده ١٤٣: هر كس از اراضى موات و مباحه قسمتى را به قصد تملك احياء كند مالك آن قسمت مىشود.
مسأله ١- زمين موات اصلى اگرچه مال امام عليه السلام است- زيرا از انفال مىباشد، چنانكه در كتاب خمس گذشت- ليكن در زمان غيبت حضرت صاحب الامر عليه السلام براى هر كس جايز است كه با شروطى كه مىآيد آن را احيا كرده و به عمران آن اقدام نمايد. و احيا كننده آن بنابر اقوى مالك آن مىشود چه در دارالاسلام باشد يا در دارالكفر و چه در زمين خراج باشد مانند زمين عراق يا در غير آن و چه احيا كننده آن مسلمان باشد يا كافر.
ج ٣ ص ٣٤٥
مسأله ٢- زمين موات عارضى، كه مسبوق به ملك و احيا بوده است در صورتى كه مالك شناخته شدهاى نداشته باشد بر دو قسم مىباشد: اول: زمينى كه اهل آن هلاك