قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٣٤ - مبحث دوم - در وقف
دخترهايش را- چه مرد باشند و چه زن- بهطور مساوات، شامل شود. ج ٣ ص ١٢٧
مسأله ٤٥- اگر بر ارحام و يا نزديكانش وقف كند، مرجع (تشخيص آن) عرف مىباشد و اگر بر الاقرب فالاقرب، وقف نمايد، وقف به ترتيب طبقات ارث مىباشد.
ج ٣ ص ١٢٧
مسأله ٤٧- اگر بگويد: «بر ذريهام وقف كردم» پسرها و دخترها و اولاد بدون واسطه و با واسطه آنها را- مرد باشند و يا زن- شامل مىشود و طبقات بعدى با قبلىها شريك مىباشند و سرانه به مساوات تقسيم مىشود. و همچنين است اگر بگويد: «بر اولادم و فرزندان اولادم وقف نمودم»؛ زيرا اين دو (عبارت) در اينكه شامل همه طبقات شود هم ظهور دارد. ولى اگر بگويد: «بر اولادم سپس بر فقرا وقف نمودم» يا بگويد: «بر اولادم و فرزندان اولادم سپس بر فقرا وقف نمودم» بعيد نيست كه خصوصاً در صورت اول، به بطن اول و در صورت دوم به دو بطن اختصاص داشته باشد. ج ٣ ص ١٢٧
مسأله ٤٨- اگر بگويد: «بر اولادم نسلى بعد از نسلى و بطنى بعد از بطنى، وقف نمودم» ظاهراً آنچه كه از آن عرفاً به ذهن مىرسد اين است كه وقف ترتيبى است؛ پس فرزند با پدرش و پسر برادر با عمويش شريك نمىباشد. ج ٣ ص ١٢٧
مسأله ٤٩- اگر وقف بودن چيزى بر ذريه از خارج معلوم شود، ولى معلوم نباشد كه وقف مشترك (بين طبقات) است يا ترتيبى، ظاهر آن است كه در غير از قسمت طبقه اول، به قرعه رجوع شود. ج ٣ ص ١٢٧
مسأله ٥٠- اگر بگويد: «بر فرزندانم كه مرد هستند نسلى بعد از نسلى، وقف نمودم»، به مردان از مردان در همه طبقات، اختصاص دارد و مردان از زنان را شامل نمىشود. ج ٣ ص ١٢٩
مسأله ٥١- اگر وقف ترتيبى باشد، كيفيت آن تابع چيزى است كه واقف قرار داده، گاهى ترتيب را بين طبقه سابق و طبقه بعدى قرار مىدهد و در اين صورت الاقرب فالاقرب نسبت به واقف رعايت مىشود و فرزند با پدرش و پسر برادر با عمو و عمهاش و پسر خواهر با دائى و خالهاش شريك نمىشود. و گاهى ترتيب را بين خصوص پدرها از هر طبقه و پسرهاى ايشان قرار مىدهد، پس اگر برادر باشند و بعضى از آنها اولاد داشته باشند، مادامى كه پدرها زنده باشند چيزى براى اولاد نيست، پس اگر پدرها فوت