الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٨ - ١ رضا
مىشود. مراد از رويدادها، حوادث و رخدادهاى خوشايند و ناخوشايند زندگى، و مراد از تكليفها، قوانين و وظايف بايدى و نبايدى زندگى اند. بنا بر اين، زندگى خير، آن است كه همه اين ابعاد چهارگانه، مبتنى بر خير باشند؛ چه نعمتى كه بايد از آن استفاده نمود (خوشايندها) و يا نقمتى كه بايد آن را تحمّل كرد (ناخوشايندها)؛ و چه امر لذّتبخشى كه بايد آن را ترك نمود (نبايدها) و يا كار محنتآورى كه بايد آن را انجام داد (بايدها). مجموعه اين چهار موقعيت، در ادبيات دين، از آن به عنوان «قضا» ياد مىشود.
بر اساس متون دينى، واكنشى كه انسان بايد در برابر قضاى الهى داشته باشد، رضامندى است و همانگونه كه در آينده خواهيم گفت، اين بدان جهت است كه قضاى الهى مبتنى بر خير است. لذا هر چهار موقعيت ياد شده زندگى، خير هستند. از اين رو، انسان بايد از آنها راضى باشد. آنچه تا كنون گذشت، مؤلّفه رضامندى در شادكامى را توضيح داد امّا مؤلّفه نشاط نيز با سرور در تعريف هماهنگ است و البته اين هر دو، بايد پايدار باشند كه با شرايط خاصى كه بيان خواهند شد، حاصل مىگردد.
اكنون اجزاى اساسى شادكامى در اسلام را- كه عبارت اند از: رضا و نشاط- بررسى مىكنيم.
١. رضا
يكى از مفاهيم مهم در معارف اسلامى، «رضا» است. در آينده خواهيم گفت كه رضامندى بر محور توحيد تعريف مىگردد كه از آن به «الرضا بالقضاء» تعبير مىشود. آنچه اينجا مهم است اين كه رضا يكى از عوامل سعادت شمرده شده كه نشان دهنده نقش آن در شادكامى است. تِرمذى در كتاب سنن خود از پيامبر خدا (ص) چنين نقل مىكند:
مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ رِضاهُ بِما قَضَى اللهُ لَهُ، ومِن شَقاوَةِ ابنِ آدَمَ تَركهُ استِخارَةَ اللهِ، ومِن شَقاوَةِ ابنِ آدَمَ سَخَطُهُ بِما قَضَى اللهُ لَهُ.[١٣٨]
از نيكبختى فرزند آدم، خشنودى اوست به آنچه خداوند براى او حكم نموده است، و از تيرهبختى فرزند آدم، ترك طلب خير از خداوند است و [نيز] از تيرهبختى فرزند آدم، ناخشنودىاش از حكم خداوند در باره اوست.
آبى نيز در كتاب خود چنين نقل مىكند:
مِن سَعادَةِ ابنِ آدَمَ رِضاهُ بِما قَسَمَ اللهُ لَه.[١٣٩]
از خوشبختى فرزند آدم، خشنودى اوست به آنچه خداوند برايش قسمت نموده است.
[١٣٨]. سنن الترمذى، ج ٤، ص ٤٥٥، ح ٢١٥١؛ كنز العمّال، ج ٧، ص ٨١٤، ح ٢١٥٣٣.
[١٣٩]. نثر الدر، ج ١، ص ١٦٨.