الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٦ - دو الگوى رابطه سطوح شادكامى
بررسى روايات نشان مىدهد از آنجا كه «دنيا، مزرعه آخرت است»، سعادت دنيوى «بستر و زمينة» سعادت اخروى است و از آنجا كه سعادت اخروى، هدف نهايى است، «جهت دهنده» به سعادت دنيوى نيز هست. بررسى مجموع آيات و روايات سعادت، نشان مىدهد كه هر چند اسلام، سعادت دنيوى را با همان معيارهاى مادىاش به رسميت مىشناسد، امّا آن را در جهت تأمين سعادت اخروى تعريف مىكند و از مسائلى كه سعادت اخروى را تهديد مىكنند، دورى مىگزيند و آنها را ضدّ سعادت مىداند. لذا در روايات اين بخش، معمولًا قيد يا نكتهاى وجود دارد كه عوامل مادى و دنيوى سعادت را از اطلاق خود خارج مىكند و به آنها جهت مىدهد. براى نمونه مىتوان اشاره كرد كه هر چند در روايات، ازدواج[١٣٤] و همسر زيبا به عنوان يك عامل دنيوى سعادت معرفى شده، امّا آن را به ديندار بودن،[١٣٥] صالح بودن[١٣٦] و پاكدامن و امانتدار بودن[١٣٧] مقيد كردهاند. هنگام بررسى دقيق روايات اين بخش، اين مسئله به خوبى روشن مىشود.
بنا بر اين هر چند اسلام براى سعادت، دو سطح قائل است، امّا نحوه ارتباط آنها با يكديگر از الگوى خاصّى پيروى مىكند. از اين رو، مدل سعادت اسلامى، پيچيدگى خاصى دارد. بر اساس اين مدل، سعادت دنيوى در دل سعادت اخروى قرار مىگيرد و در مسيرى قرار دارد كه تأمين كننده سعادت اخروى باشد. از اين رو، هر چند سعادت دنيوى، محدود به دنياست و با مرگ پايان مىيابد، امّا بر سعادت اخروى تأثيرگذار است. از طرف ديگر، هر چند سعادت اخروى، مخصوص آخرت و زندگى جاويدان انسان است، با اين حال، تأمين آن، از دنيا شروع مىشود، بلكه به عبارت دقيقتر، به لحاظ زمانى، دنيا تنها فرصت تأمين آن است. لذا هم عوامل مادى و هم عوامل معنوى سعادت، در دنيا تأمين مىشوند؛ امّا به لحاظ اثر، برخى مربوط به دنيا و برخى مربوط به آخرتاند و در عين حال، عوامل دنيوى، بايد در راستاى سعادت اخروى قرار بگيرند و با آن تضاد نداشته باشند. در حقيقت، اسلام، سعادت دنيوى متضاد با سعادت اخروى را سعادت نمىداند، هرچند در ظاهر، سراسر، لذّت و سرور و رفاه باشد.
[١٣٤]. پيامبر خدا( ص): مَن تَزَوَّجَ فَقَد اعطِىَ نِصفَ السَّعادَةِ( مستدرك الوسائل، ج ١٤، ص ١٥٤، ح ١٦٣٥٢).
[١٣٥]. پيامبر خدا( ص): مِن سَعادَةِ المَرءِ المُسلِم ان يُشبِهَهُ وَلَدُهُ، و المَرأةُ الجَملاءُ ذاتُ دَينٍ و ...( قرب الإسناد، ص ٧٧).
[١٣٦]. پيامبر خدا( ص): مِن سَعادَةِ المَرءِ المُسلِم الزَّوجَةُ الصالِحَةُ و ...( الجعفريات، ص ٩٩؛ مسند ابن حنبل، ج ١، ص ١٦٨).
[١٣٧]. ثَلاثٌ مِنَ السَّعادَةِ: ... المَرءَةُ تَراها تُعجِبُكَ وتَغيبُ فَتَأَمنُها عَلى نَفسِها و مالِكَ( همان، ص ١٦٢). نيز، ر. ك: الدر المنثور، ج ٢، ص ١٥٢.
امام زين العابدين( ع): مِن شَقاءِ المَرءِ أَن تَكونَ عِندَهُ امرَاةٌ مُعجَبُ بِها و هِىَ تَخونَهُ( الكافى، ج ٥، ص ٢٥٨، ح ٣).