الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٧ - واكنش هاى مثبت
هم آورده بودند، معلوم مىشود كه خوشايندِ قضاى الهى، همان وضعيت نعماء است و ناخوشايندِ قضاى الهى، همان وضعيت بلاء. از اين رو مىتوان گفت كه قضاء، در دو شكل بلاء و نعماء، نمود پيدا مىكند و عينى مىشود.
پس از اين، نوبت به يافتن نسبت ميان واكنشهاست. از آنچه گذشت به راحتى مىتوان نسبت ميان واكنشهاى سهگانه: رضا، شكر و صبر را به دست آورد. در حقيقت، رضا، به دو قسمِ شكر و صبر تقسيم مىشود؛ چرا كه رضا، واكنش به قضاء است و صبر، واكنش به بلاء، و شكر، واكنش به نعماء. حال اگر قضاء به دو موقعيت بلاء و نعماء تقسيم شد، رضامندى نيز به دو ويژگى شكر و صبر تقسيم مىشود و اين بدان معناست كه رضامندى، در مقام عمل، يا در شكل شكر و يا در شكل صبر، نمود پيدا مىكند.
...
نمودار (٣- ١) وضعيت مطلوب (رضامندى)
از مجموع آنچه گذشت، به دست مىآيد كه رضامندى در حوزه وضعيت و رخدادهاى زندگى، با دو مسئله مهمّ شكر و صبر، نمود مىيابد. البته تحقّق شكر و صبرى كه تأمين كننده رضامندى باشند، نيازمند عواملى است كه در جاى خود بدان خواهيم پرداخت. آنچه در اينجا مهم است اين كه براى رضامندى، دو مؤلّفه شكر و صبر وجود دارد كه ناظر به دو موقعيت خوشايند (نعمت) و
ناخوشايند (نقمت) است. بنابر اين، تحقّق صبر و شكر، به انسان كمك مىكند كه در هر دو موقعيت خوشايند و ناخوشايند، راضى و خرسند باشد.
امّا در طرف مقابل، اگر انسان در ناخوشايندها، نابردبار (جَزَع) و در خوشايندها، ناسپاس (كُفران) باشد، موجب نارضايتى و ناخرسندى خواهد شد كه در ادبيات دين، با عنوان «سَخَط» از آن ياد مىشود. از آنچه گذشت روشن مىشود كه دليل نارضايتى، بىتابى در سختىها، و ناسپاسى در خوشىهاست. اينجا نيز نسبتِ ميان چند مفهوم ديگر روشن شد. سَخَط، جَزَع و كُفر، واژههاى سهگانهاى هستند كه نه در عرض يكديگرند و نه جدا از هم؛ بلكه جَزَع و كُفران، از اقسام سَخَط و نمود عينى آن در صحنه زندگى اند.