الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٣٩ - ب- واكنش مثبت صبر
ناشى از بىتابى كردن، كوچك است. كسى كه تحمّل آن اندك را ندارد، چگونه مىتواند پيامدهاى سختتر مصيبتِ بىتابى شده را تحمّل كند؟! به همين جهت، امام صادق (ع) مىفرمايد:
اتَّقُوا اللهَ وَاصبِروا فَإِنَّهُ مَن لَم يصبِر أهلَكهُ الجَزَعُ.[١٢٥٣]
از خدا پروا داشته باشيد و بردبارى كنيد كه هر كس صبر نكند، بىتابى كردن، او را هلاك مىسازد.
از اين رو، اگر بىتابى بر كسى چيره شود، روى آسايش را نخواهد ديد. پيامبر (ص) در اين باره مىفرمايد:
مَنِ استَولى عَلَيهِ الضَّجَرُ رَحَلَت عَنهُ الرّاحَةُ.[١٢٥٤]
كسى كه بىتابى و تنيدگى، بر او چيره شود، آسودگى، از او رخت برمىبندد.
بنا بر اين، بىتابى كردن، در نهايت بر شادكامى تأثير منفى مىگذارد.
ب- واكنش مثبت: صبر
بهترين واكنش به سختىها، بردبارى است. براى رسيدن به رضامندى در سختىها و تحقّق شادكامى پايدار، بايد بربار بود و مشكلات را تحمّل كرد. صبر يعنى «تحمّل كردن سختىها و دشوارىها، و پرهيز كردن از جَزَع و بىتابى».[١٢٥٥] بر اساس اين تعريف، موضوع اساسى صبر «امور ناخوشايندى» است كه نَفْس در برابر آنها بىتاب مىشود و به جزع و فزع روى مىآورد. اتّفاقاً در برخى روايات مىتوان اين حقيقت را يافت. اين بخش از روايات، غير از رواياتى است كه از گرفتارى و مصيبت به عنوان موضوع صبر ياد كردهاند. در اين روايات، به نكته محورى، يعنى امور ناخوشايند- كه در ادبيات دين از آن به عنوان «مكروه» ياد مىشود-، اشاره شده است. مثلًا در حديثى پيامبر خدا (ص) مىفرمايد:
فى الصَّبرِ على ما يكرَهُ خيرٌ كثيرٌ.[١٢٥٦]
در صبر بر ناخوشايند، خير فراوان است.
در نامه امام على (ع) به فرزندشان امام حسن (ع) نيز آمده است:
عَوِّدّ نَفسَك التَصبُّرَ على المَكرُوهِ ونِعمَ الخُلقُ الصَّبرُ.[١٢٥٧]
نفست را به صبر بر ناخوشايند عادت ده و چه خلق خوبى است صبر.
[١٢٥٣]. بحار الأنوار، ج ٧١، ص ٩٥، ح ٨٥.
[١٢٥٤]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٥٥، ح ٥٧٦٢؛ مشكاة الأنوار، ص ٣٠٧؛ روضة الواعظين، ص ٤١٥.
[١٢٥٥]. ر. ك: معجم مقاييس اللغة، ج ٤، ص ٤٣٨؛ لسان العرب، ج ٤، ص ٤٣٨؛ مجمع البحرين، ج ٢، ص ١٠٠٣؛ النهاية، ج ٣، ص ٧؛ مفردات الفاظ القرآن، ص ٤٧٤.
[١٢٥٦]. مسكن الفؤاد، ص ٤٨.
[١٢٥٧]. نهج البلاغة، نامه ٣١.