الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٤٩ - مذهب و بهداشت روانى
بر سلامت وجودى دارد؛ امّا بر شادكامى كلّى، بهداشت جسم و روان نيز اثر دارد. بيشترين تأثير آن بر سلامت جسم و روان است.[٢٠٤٢]
مذهب و كاهش فشار روانى
مذهب، از راه كاهش فشارهاى روانى نيز بر شادكامى تأثير مىگذارد. سيژل[٢٠٤٣] و كندال[٢٠٤٤] دريافتند كه در حالى كه داغديدگى به افسردگى بيشتر خصوصاً براى مردان منجر شد، براى مردان همسر از دست داده كه به كليسا يا معبد تعلّق داشتند، خيلى كمتر بود. در واقع مىتواند رشد ناشى از استرس وجود داشته باشد. يعنى در جايى كه آشفتگى به واسطه تعبير و تفسير مجدّد و مثبت از وقايع، پذيرش، حمايت اجتماعى و هيجانى و مقابله مذهبى به نتايج مطلوب منجر مىشود. اين گونه رشد ناشى از استرس در كسانى كه داراى مذهب درونى هستند، محتملتر است.
پارگامنت صد و سى مطالعه مربوط به مقابله مذهبى را مرور كرد و دريافت كه در ٣٤ درصد آنها نتايج مثبت گزارش شده است و نيز اين كه اكثر مقابلههاى مذهبى موفّق عبارت است از تصوّر كمك يا راهنمايى از خدا، مقابله مشترك كه در آن خدا شريك تصميمات است، شكلدهى و قالببندى مجدّد نيكانديشانه كه در آن وقايع منفى به صورت مثبتتر به عنوان اراده خدا ديده مىشوند و جستجوى حمايت از افراد روحانى يا جماعت كليسا.[٢٠٤٥]
داينر در بحثى به عنوان باور و بهزيستى مىگويد: دانشمندان، ارتباط بين اعتقاد و انطباق با بحران را بررسى كردهاند. تحقيقات اخير نشان داده كه زنان بيوه كه به طور منظّم عبادت، و نيايش مىكردند، شادمانى بيشترى در زندگىشان گزارش كردهاند.[٢٠٤٦]
اين نقش مذهب، در حقيقت مربوط به همان مؤلّفه سوم، يعنى فقدان عواطف منفى مىشود.
مذهب و بهداشت روانى
مذهب از راه تأمين بهداشت روانى نيز بر شادكامى تأثير مىگذارد. بتسون[٢٠٤٧] و همكاران، همبستگى مثبت بين مذهب درونى و سلامت روان، و همبستگى منفى بين مذهب بيرونى و
سلامت روان را به دست آوردند. در مطالعه ديگرى، ايدلر، ٢٨١١ فرد سالخورده را در نيوهاون بررسى كرد و
[٢٠٤٢]. آرگايل، ١٣٨٢، ص ٢٦٤ و ٢٦٥.
[٢٠٤٣].Siegel .
[٢٠٤٤].Kendal .
[٢٠٤٥]. آرگايل، ١٣٨٢، ص ٢٧٥.
[٢٠٤٦].Diener .,Lucas .,oishi .(٢٠٠٢ ).
[٢٠٤٧].Batson .