الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٧١ - سه پروردگار (رب)
آفريده شدن اين دو، دلالت دارند. در اين روايات، از عقل به عنوان نخستين آفريده[٢٦٩] و داراى ماهيتى نورانى و روحانى[٢٧٠] ياد شده است.[٢٧١] اين نشان مىدهد كه مفاهيم غير عينى، حقيقتى دارند كه نخست تقدير و تنظيم شده، سپس آفريده مىشوند. شادكامى نيز از همين مفاهيم است كه نخست تقدير و سپس آفريده شده است.
اين حقيقت در معارف دين، با ادبيات «خير و شر» بيان شدهاند. بر اساس بررسىهاى انجام شده در متون دينى خير و شر، مخلوق و مقدّر خدايند، بدين معنا كه پديدهها (اعم از حوادث طبيعى و غير طبيعى)، همه در محدوده خلق و تقدير خداوند هستند و اگر خداوند متعال نخواهد، هيچ پديدهاى، چه خير و چه شر، تحقّق نمىيابد. حتّى كارهايى كه انسان به اراده و اختيار خود انجام مىدهد، از اين قانون كلّى، مستثنا نيستند، هر چند خداوند متعال، در وضع قوانين و احكام، از كارهاى زشت، نهى كرده است. خداوند متعال تصريح كرده كه من، خالق خير و شر هستم و آن دو مخلوقات من هستند.[٢٧٢] البته آفرينش خير، اصالت دارد و آفرينش شر، فرع آن است. اين را مىتوان از روايات تقدم آفرينش خير بر شر به دست آورد.[٢٧٣] براى نمونه، آفرينش انسان، خير است؛ امّا وى براى رسيدن به هدف آفرينش خود، بايد داراى اراده و آزادى باشد. از آن سو، موجود بااراده و آزاد، مىتواند از آزادى خود، سوء استفاده كند، شر (بدى) ايجاد نمايد و جامعه را به فساد بكشاند.
بنا بر اين، براى تحقّق شادكامى بايد حقيقت آن را- كه آفرينش الهى دارد- شناخت. اين جاست كه توحيدباورى در بُعد آفرينش شادكامى، معنا مىيابد. بدون شناخت حقيقت و واقعيت شادكامى، دستيابى به آن، غير ممكن خواهد بود.
سه. پروردگار (رب)
از ديگر شاخههاى توحيد افعالى، توحيد ربوبى است و بر همين اساس، يكى از نامها و صفات خداوند متعال نيز «رب» است. واژه «رب (پروردگار)»، صفت مشبّهه از مادّه «ربب» است و در
[٢٦٩]. پيامبر خدا( ص): أوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ سُبحانَهُ وتَعالَى العَقلُ( حلية الأولياء، ج ٧، ص ٣١٨).
[٢٧٠]. پيامبر خدا( ص): إنَّ الله- تَبارَك وتَعالى- خَلَقَ العَقلَ مِن نورٍ مَخزونٍ مَكنونٍ فى سابِقِ عِلمِهِ الَّذى لَم يطَّلِع عَلَيهِ نَبِى مُرسَلٌ ولا مَلَك مُقَرَّبٌ( معانى الأخبار، ص ٣١٣، ح ١؛ الخصال، ص ٤٢٧، ح ٤؛ الأمالى، طوسى، ص ٥٤٢، ح ١١٦٤؛ مشكاة الأنوار، ص ٢٥٠).
امام صادق( ع): إنَّ اللهَ عزّ وجلّ خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيينَ عَن يمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ، ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ، فَقالَ اللهُ- تَبارَك وتَعالى-: خَلَقتُك خَلقًا عَظيمًا وكرَّمتُك عَلى جَميعِ خَلقى. ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاجاجِ ظُلمانِيا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَلَم يقبِل، فَقالَ لَهُ: استَكبَرتَ، فَلَعَنَهُ( الكافى، ج ١، ص ٢١، ح ١٤؛ الخصال، ص ٥٨٩، ح ١٣).
[٢٧١]. ر. ك: خردگرايى در قرآن و حديث، ص ٣٢ به بعد.
[٢٧٢]. امام باقر( ع): إنَّ اللهَ يقولُ: أنَا اللهُ لا إلهَ إلّا أنَا، خالِقُ الخَيرِ وَالشَّرِّ، وهُما خَلقانِ مِن خَلقى( المحاسن، ج ١، ص ٤٤١، ح ١٠١٩ و ١٠٢٠؛ الكافى، ج ١، ص ١٥٤، ح ٣؛ بحار الأنوار، ج ٥، ص ١٦٠، ح ٢٠).
[٢٧٣]. ر. ك: دانشنامه عقايد اسلامى، ج ٨، ص ٣٨٨،( خلقة الخير قبل الشر).