الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٨٨ - رحمت الهى
ألا إنَّ الله تَعالى قَد كشَفَ الخَلقَ كشفَةً، لا أنَّهُ جَهِلَ ما أخفَوهُ مِن مَصونِ أسرارِهِم و مَكنونِ ضَمائِرِهِم، و لكن لِيبلُوَهُم أيهُم أحسَنُ عَمَلًا، فَيكونَ الثَّوابُ جَزاءً وَ العِقابُ بَواءً.[٣٦٢]
بدانيد كه خداوند متعال، از آفريدهها كاملًا پرده برداشته است؛ نه اين كه از آنچه آنها پنهان كردهاند، از محفوظات رازهايشان و پنهان شدههاى درونشان، بىخبر باشد. آرى. براى اين كه بيازمايد آنها را تا اين كه كدامشان بهترين كردار را دارند تا به اين وسيله، ثواب، پاداش آن باشد و عِقاب، كيفرش.
شايد از آنچه در برخى روايات آمده كه وقتى حضرت داوود (ع) از خداوند پرسيد كه: «يا رب لما ذا خلقت الخلق؟ پروردگارا! چرا آفريدهها را پديد آوردى؟»، چنين پاسخ آمد: «لما هم عليه؛[٣٦٣] براى آنچه آنان برآن اند (براى قابليتهايى كه دارند)، همين معنا مقصود باشد!
- عبادت خداوند متعال
حكمت ديگر آفرينش انسان- كه در قرآن بدان تصريح شده-، عبادت آفريدگار است:
(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ.[٣٦٤] جنّيان و انسيان را نيافريدم، مگر براى عبادت).
به كارگيرى انديشه و شناخت آفريدگار، در واقع، مقدّمه شكوفايى استعدادهاى انسان است و شكوفايى استعدادهاى وى، در گرو فرمانبرى او از خداوند متعال و عبادت اوست، چنان كه امام حسين (ع) مىفرمايد:
ما خَلَقَ العِبادَ إلّا لِيعرِفوهُ، فَإِذا عَرَفوهُ عَبَدوهُ.[٣٦٥]
بندگان را نيافريد، مگر براى اين كه او را بشناسند، و هرگاه او را بشناسند، او را مىپرستند.
- رحمت الهى
چهارمين حكمت آفرينش انسان- كه در قرآن به آن اشاره گرديده و در احاديث، بدان تصريح شده است-، رسيدن به رحمت آفريدگار جهان است،[٣٦٦] چنان كه از امام صادق (ع) روايت شده:
[٣٦٢]. نهج البلاغة، خطبه ١٤٤.
[٣٦٣]. عوالى اللآلى، ج ٤، ص ١١٧، ح ١٨٥. يعنى هدف آفرينش آنها اين است كه استعدادهايى كه شخصيت آنها بر اساس آن شكل گرفته، شكوفا گردد و به منصّه ظهور برسد.
[٣٦٤]. سوره ذاريات، آيه ٥٦.
[٣٦٥]. علل الشرائع، ص ٩، ح ١؛ كنز الفوائد، ج ١، ص ٣٢٨؛ نزهة الناظر، ص ٨٠، ح ٣؛ بحار الأنوار، ج ٥، ص ٣١٢، ح ١.
[٣٦٦]. ر. ك: دانشنامه قرآن و حديث، ج ٩، ص ١١٩( آفرينش انسان براى رحمت).