الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٤٨ - باور صحيح تفسير روان شناختى فقر و غنا
انديشه به اين موضوع بپردازد كه تعريف واقعى فقر و غنا كدام اند. بسيارى از احساسهاى كاذب نارضايى، معلول غير واقعى بودن شناخت اين موضوع است. برخى واقعاً محروم نيستند؛ امّا به خاطر فقدان ارزيابى درست از اين موضوع، دچار احساس محروميت و نارضايى مىشوند. همچنين علّت بسيارى از رضايتهاى كاذب نيز همين است.
احساس بىنيازى و برخوردارى، عامل مهمى در رضامندى است و احساس فقر و محروميت، عامل نارضايتى؛ امّا سخن اين است كه مفهوم فقر و غنا چيست و به چه كسى فقير و به چه كسى غنى گفته مىشود؟ اين جاست كه مسئله شناخت و نقش آن در احساس باز مطرح مىشود. شناخت ما از مفهوم فقر و غنا، به احساس فقر و غنا منجر مىشود و آن نيز به رضامندى يا نارضايتى. بنا بر اين، اين يك بحث «معناشناسى» است.
باور غلط: تفسير عينى فقر و غنا
تفسير رايج، غنا را به معناى برخوردارى از مال، امكانات و مسائل سختافزارى زندگى، و فقر را به معناى محروميت از آنها مىداند. اين تفسير، براى فقر و غنا ماهيتى اقتصادى قائل بوده و معتقد است كه انسانِ برخوردار از وسايل و امكانات لازم براى زندگى، غنى و دارا شمرده مىشود و انسان فاقد آنها، فقير و ندار. تفسير عينى و اقتصادى از فقر و غنا، در متون دينى نيز وجوددارد؛ امّا منحصر به آن نيست. پرسش اين است كه آيا هر كسى كه از امكانات لازم براى زندگى برخوردار است، از زندگى خود راضى است؟ و آيا هر كسى كه از آنها محروم است، ناراضى است؟ پاسخ منفى است؛ زيرا صرف برخوردارى از امكانات به عنوان يك واقعيت خارجى، كافى نيست؛ بايد احساس بىنيازى نيز در فرد به وجود آيد. همچنين محروميت از امكانات به عنوان يك واقعيت، تعيين كننده نارضايتى نيست؛ بلكه احساس فقر، تعيين كننده است. لذا چه بسا «دارا» هايى كه احساس فقر دارند و چه بسا «ندار» هايى كه احساس غنا دارند.
باور صحيح: تفسير روانشناختى فقر و غنا
تفسير ديگرى كه وجود دارد، تفسير روانشناختى است. بر اساس اين تفسير، فقر و غنا پيش از آن كه يك مفهوم اقتصادى و عينى باشند، يك مفهوم روحى و روانى اند. اساساً غنا، به معناى بىنيازى است، نه دارايى، و فقر، به معناى نيازمندى است، نه ندارى. مال و ثروت، يكى از لوازم احساس بىنيازى است، نه اين كه معناى اصلى آن باشد. بر اساس اين تفسير، غنا يعنى برخوردارى از احساس بىنيازى در درون، و انسان غنى، كسى است كه چنين احساسى دارد، هر چند از امكانات مادى بىبهره باشد؛ و فقر يعنى داشتن احساس نيازمندى در درون، و انسان فقير، كسى است كه