الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٩٦ - د- باور به خدا
ثَلاثٌ مَن كنَّ فيهِ وَجَدَ حَلاوَةَ الإِيمانِ: أن يكونَ اللّه ورَسولُهُ أحَبَّ إلَيهِ مِمّا سِواهُما، و أن يحِبَّ المَرءَ لا يحِبُّهُ إلّا للّهِ، و أن يكرَهَ أن يعودَ فِى الكفرِ كما يكرَهُ أن يقذَفَ فِى النّارِ.[١٨٢١]
سه چيز است كه در هر كس وجود داشته باشد، شيرينى ايمان را چشيده است: خدا و پيامبرش را از هر چيز ديگر دوستتر بدارد؛ هر كس را دوست دارد، تنها براى خدا دوست داشته باشد؛ و خوش نداشته باشد كه به كفر باز گردد، همان گونه كه خوش ندارد در آتش افكنده شود.
در تمام اينها، محور آن است كه نظام حبّ و بغض بر محور «الله» تنظيم شود. حبّ و بغض، يكى از شديدترين گرايشهاى انسان است. اگر كسى بتواند در حبّ و بغض، خدا را بر منافع شخصى و هوسهاى نفسانى ترجيح دهد، شيرينى ايمان به خدا را خواهد چشيد.
در برخى ديگر از روايات نيز مواردى آمده كه به نظر مىرسد همگى، گرد همين امر مىچرخند. يكى از روشنترينِ آنها مسئله دلنابستگى به دنياست. دلبستگى به دنيا در برابر دلبستگى به خدا قرار دارد و ايمان، پيوندى ناگسستنى با دلبستگى به خدا دارد.[١٨٢٢] از اين رو، كسى كه در وجودش علاقه به دنيا باشد، نمىتواند طعم ايمان به خدا را بچشد. پيامبر خدا (ص) در اين باره تصريح مىكند:
حَرامٌ عَلى قُلوبِكم أن تَعرِفَ حَلاوَةَ الإِيمانِ حَتّى تَزهَدَ فِى الدُّنيا.[١٨٢٣]
بر دلهاى شما حرام است كه شيرينى ايمان را بچشند، مگر آن گاه كه به دنيا بىرغبت شوند.
بر همين اساس، كسى شيرينى ايمان را مىچشد كه براى او ديگر تفاوت نكند كه دنيا به كام كيست. به همين جهت پيامبر خدا (ص) مىفرمايد:
لا يجِدُ الرَّجُلُ حَلاوَةَ الإِيمانِ فى قَلبِهِ حَتّى لا يبالِى مَن أكلَ الدُّنيا.[١٨٢٤]
آدمى، شيرينى ايمان را در دلش نمىيابد، مگر آن كه برايش مهم نباشد چه كسى دنيا را خورْد.
بنا بر اين، تنظيم دلبستگى- كه مربوط به بُعد حبّ است- موجب چشيدن لذّت ايمان مىگردد.
[١٨٢١]. صحيح البخارى، ج ١، ص ١٤، ح ١٦، وص ١٦، ح ٢١؛ صحيح مسلم، ج ١، ص ٦٦، ح ٦٧.
ر. ك: مسند ابن حنبل، ج ٣، ص ١٥٧، ح ٧٩٧٢ و ج ٥، ص ٤٧٠، ح ١٦١٩٤؛ المستدرك على الصحيحين، ج ١، ص ٤، ح ٣؛ تاريخ دمشق، ج ٥٣، ص ٧٣، ح ١١١٦٨؛ دستور معالم الحكم، ج ١، ص ٢٧١، ح ٤٠.
[١٨٢٢]. پيامبر خدا( ص): الايمانُ فى قَلبِ الرَّجُلِ أن يُحِبَّ اللهَ عزّ وجلّ( الفردوس، ج ١، ص ١١٤، ح ٣٨٦).
[١٨٢٣]. الكافى، ج ٢، ص ١٢٨، ح ٢؛ مشكاة الأنوار، ص ٢٠٩، ح ٥٦٨.
[١٨٢٤]. الكافى، ج ٢، ص ١٢٨، ح ٢.