الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٥٥ - تصوّر درست نگاه متعالى به مال
معنا و مفهوم محروميت را در آيات و روايات خُسران نيز مىتوان مشاهده نمود. در اين متون، موارد مختلفى بيان شده است. يكى از مهمترين آنها «خودزيانى» است كه در آن، انسان، نه مال و ثروت، و حتّى سلامتى و امنيت؛ بلكه همه هستى انسانى خود را از دست مىدهد. ديگرى «آخرتزيانى» است. واقعيت اين است كه فراوانى دنيا به كاستى آخرت و كاستى دنيا به فراوانى آخرت منجر مىشود. اين از قوانين زندگى دنياست. بنا بر اين، دو الگو در اين باره خواهيم داشت: يكى «سود دنيا- زيان آخرت» و ديگرى «زيان دنيا- سود آخرت» كه زيان دنيا، سود آخرت را به دنبال دارد و زيان واقعى، زيان آخرت را.
بخش ديگر مصاديق، در روايات «مصيبت» وارد شدهاند. در روايات، به عنوان يك قاعده، مطرح شده است كه هر آنچه به مؤمن برسد و او از آن ناخرسند باشد، «مصيبت» است. از اين رو، امورى همچون: ترس و ناامنى، فقر و گرسنگى، كاستى مال، جان و محصولات، وحتّى امورى همچون خاموش شدن چراغ در شب و پاره شدن بند كفش، مصيبت شمرده شدهاند. از سوى ديگر، فقدان امور غيرمادى نيز مصيبت شمرده شدهاند. برخى از اين امور عبارت اند از: از دست دادن دين، نافرمانى خدا، كوچكشمارى گناه، انفاق مال در معصيت، نادانى، حرص به دنيا و نيازمندى در آخرت. بنا بر اين، فقدان امور غير مادى نيز جزء مصيبتهاى زندگى است. لذا نمىتوان تنها فقدان امور مادى را مصيبت دانست.
در روايات «شر» نيز تصريح شده كه هر چه موجب نابودى آينده گردد، شر است، حتّى اگر ظاهرى خوشايند و لذّتبخش داشته باشد. بنا بر اين، بايد اين امور را از مصاديق محروميت واقعى دانست.
ب- تصحيح نگاه به نعمت (مال)
از مسائل مهم در رضامندى، نوع نگاه ما به مال و جايگاه آن در زندگى است. اگر انسان، تصوّر درستى از مال نداشته باشد، آن را مهم نمىداند و در نتيجه رضامندى نيز به دست نمىآيد.
تصوّر غلط: نگاه پست به مال
برخى به مال دنيا و امكانات مختلف آن با ديدى بدبينانه مىنگرند و آن را مانع تكامل مىشمرند. اين نوع نگاه در ادبيات دين به عنوان «رهبانيت» شناخته مىشود.[١٣١١]
تصوّر درست: نگاه متعالى به مال
امّا واقعيت اين است كه مال، هديهاى از جانب خداوند متعال به انسان است تا از آن در راه رشد و تكامل خود استفاده نمايد. آنچه خداوند متعال به انسان ارزانى مىدارد، هم عاملى براى گذران
[١٣١١]. ر. ك: فصل پنجم، ايمان و لذّتهاى مادى.