الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣١ - الف- خير بودن تقدير
رضامندى بدين جهت به دست مىآيد. در روايات نيز بر همين مسئله (خير بودن قضاى الهى)، تأكيد شده است. پيامبر اكرم (ص) در بيانى عام مىفرمايد:
فى كلِّ قَضَاءِ اللهِ خِيرَةٌ لِلْمُؤمِن.[٥٠٤]
در همه قضاهاى خداوند، براى مؤمن، خير است.
ايشان همچنين با شگفتى مىفرمايد:
عَجِبْتُ لِلْمُؤمِنِ، إنَّ اللهَ لَمْ يقْضِ قَضاءً إلّا كانَ خَيراً لَهُ.[٥٠٥]
از مؤمن در شگفتم كه خداوند، در باره او حكمى نمىكند، جز اين كه برايش خير است.
امام صادق (ع) نيز مىفرمايد:
إنَّ المُؤمِنَ لَو أصبَحَ لَهُ مَا بَينَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ، كانَ ذَلِك خَيراً لَهُ وَ لَو أصبَحَ مُقَطَّعاً أعضاؤُهُ، كانَ ذَلِك خيراً لَهُ.[٥٠٦]
اگر ما بين مشرق و مغرب از آنِ مؤمن گردد، براى او خير است و اگر اعضاى بدنش قطعه قطعه شوند، [باز هم] براى او خير است.
از امام كاظم (ع) نيز حديثى به همين مضمون نقل شده است.[٥٠٧] حديث ديگرى با همين مضمون از امام صادق (ع) نقل شده كه در آن، از اين وضعيت مؤمن، اظهار شگفتى كرده است.[٥٠٨]
صهيب نقل مىكند كه: يكى از دو نماز مغرب و عشا را با پيامبر خدا (ص) به جا آوردم. وقتى از نماز فارغ شد، خنديد و به ما رو كرد و فرمود: «آيا از من نمىپرسيد كه چرا خنديدم؟». گفتند: خدا و پيامبرش داناترند.
فرمود: «از قضاى خداوند براى بنده مسلمان در شگفتم! [زيرا] همه قضاهاى خداى متعال براى او خيرند، و كسى نيست كه همه قضاهاى خدا برايش خير باشد، جز بنده مسلمان».[٥٠٩]
به هر حال، تقدير خداوند متعال بر خير، استوار است و بر همين اساس است كه رضا به قضاى الهى و صبر بر بلاى او و شكر نعمتهايش، توجيه مىيابد. امام صادق (ع) سخنى از خداوند متعال را نقل مىكند كه رضا، صبر و شكر را بر پايه اصل «خير بودن قضا» استوار نموده است:
[٥٠٤]. التوحيد، ص ٣٧١، ح ١١؛ عيون أخبار الرضا( ع)، ج ١، ص ١٤١، ح ٤٢؛ مختصر بصائر الدرجات، ص ١٣٨؛ تحف العقول، ص ٢٩٣؛ بحار الأنوار، ج ٧١، ص ١٣٩، ح ٢٥.
[٥٠٥]. مسند ابن حنبل، ج ٤، ص ٢٣٤، ح ١٢١٦١؛ مسند أبى يعلى، ج ٤، ص ١٩٠، ح ٤٢٠٢.
[٥٠٦]. الكافى، ج ٢، ص ٢٤٦، ح ٥؛ بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ١٥١.
[٥٠٧]. المُؤمِنَ بِعُرضِ كلِّ خَيرٍ، لَو قُطِّعَ أنمَلَة، كانَ خَيراً لَهُ وَ لَو وُلِّى شَرقَها وَغَربَها، كانَ خَيراً لَهُ( همان، ص ٢٤٢، ح ٧٩).
[٥٠٨]. امام صادق( ع): عَجِبتُ لِلمَرءِ المُسلِمِ لا يقضِى اللهُ عز و جل لَهُ قَضاءً إلّا كانَ خَيرا لَهُ، وإن قُرِّضَ بِالمَقاريضِ كانَ خَيرا لَهُ، وإن مَلَك مَشارِقَ الأَرضِ ومَغارِبَها كانَ خَيرا لَهُ( الكافى، ص ٦٢، ح ٨؛ عدّة الداعى، ص ٣١؛ تنبيه الخواطر، ج ٢، ص ١٨٤؛ إرشاد القلوب، ج ١، ص ١٥٣؛ بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٣٣١، ح ١٥).
[٥٠٩]. المعجم الكبير، ج ٨، ص ٤٠، ح ٧٣١٧؛ المعجم الأوسط، ج ٧، ص ٢٤٢، ح ٧٣٩٠؛ حلية الأولياء، ج ١، ص ١٥٤.