الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٦٧ - برنامه مبتنى بر سپاس گزارى
شادكامى بيشتر افراد منجر شده؟» استدلال كردهاند كه اين كار (نعمتشمارى) موقعيتها و وقايع را به سمتى مىبَرَد كه سازگارى لذّتگرايانه منتفى شود؛ چرا كه مردم مىبينند كه زندگى آنها خوب است و داراى نعمتهاى بسيارى هستند و اين نعمت، هر هفته ادامه دارد. طبق نظر پترسون، نعمتها مىتوانند از امور جزئى مثلًا خريد يك شاخه گل توسط همسر تا امور كلّى مثل وجود سلامتى را شامل گردد.
همچنين نتيجه مطالعهاى كه سليگمن و همكاران وى انجام دادند، نشان داد كه شركتكنندگان حتّى يك ماه بعد از برنامه نيز در مقايسه با زمان خطّ پايه، شادتر بودند و نمره افسردگىشان كمتر شده بود. سليگمن و همكاران در پيگيرى سه ماهه همچنان از شادى بيشتر شركتكنندگان و كمتر بودن افسردگى نسبت به زمان خطّ پايه (آغاز تحقيق) گزارش دادند. محقّقان نتيجه گرفتند كه اين مداخله (فعّاليت آموزشى) در كنار يك مداخله ديگر، تا شش ماه بعد هم شادكامى افراد را افزايش و نشانههاى افسردگى را كاهش مىدهد.[٢١٣٧]
برنامه مبتنى بر سپاسگزارى
مداخله ديگر، برنامه «سپاسگزارى»[٢١٣٨] است.
در متون روانشناسى مثبتگرا و شادكامى پايدار و اصيل، «شُكر» يكى از فضيلتهاى اساسى محسوب مىشود و توانايى شكرگزارى از نيروها يا كسانى كه فعّاليتى به نفع فرد انجام دادهاند، به شادكامى پايدار افراد مىانجامد. علّت اين كار، احتمالًا در توجّه و يادآورى خاطرات مثبتى است كه با شكر كردن همراه است.[٢١٣٩] امانز،[٢١٤٠] مكالخ[٢١٤١] و تسانگ،[٢١٤٢] ضمن بحثى در باره شُكر و شيوههاى سنجش آن، معتقدند كه شُكر، توانمندىاى انسانى است و از نظر ذهنى، نوعى حسّ حيرت، تشكّر و سپاسمندى براى امتيازاتى است كه فرد از جانب چيزى يا كسى به دست مىآورد. آنها معتقدند كه شُكر مىتواند بين فردى و فرافردى باشد (مثلًا نسبت به خدا، هستى و ...)؛ ولى نمىتواند نسبت به خود فرد صورت گيرد. شُكر مىتواند بهزيستى روانى و ارتباطى فرد را افزايش دهد و براى جامعه هم مزايا و منافعى داشته باشد.[٢١٤٣]
[٢١٣٧]. سليگمن، استين و پترسون، ٢٠٠٥؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[٢١٣٨].Gratitude .
[٢١٣٩]. لوبوميرسكى، كينگ و دينر، ٢٠٠٥؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[٢١٤٠].Emmons .
[٢١٤١].Mccullough .
[٢١٤٢].Tsang .
[٢١٤٣]. امانز، مكالخ و تسانگ، ٢٠٠٧؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.