الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٦٨ - برنامه مبتنى بر سپاس گزارى
امانز و مكالخ، در مطالعهاى به بررسى مداخلهاى در باره شُكر پرداختند. در اين مطالعه، شركتكنندگان گروه آزمايشى در مقايسه با گروه گواه، از نظر عاطفه مثبت، مورد مقايسه قرار گرفتند. محقّقان از شركتكنندگان گروه مداخله خواستند تا به مدّت ده هفته در باره پنج موضوع كه آنها برايش شُكرگذار بودند، مطالبى بنويسند. در دو گروه كنترل يا در باره استرسهاى روزمره يا وقايع خنثاى زندگى مطلب مىنوشتند. از تمامى شركتكنندگان درخواست شد تا هر هفته بر روى يك مقياس درجهبندى- كه از ٣- تا ٣+ بود- احساس خود را در باره زندگى به طور كلّى، انتظاراتى را كه براى هفته آينده دارند بر روى مقياس از ٣- (بدبينانه) تا ٣+ (خوشبينانه) و نيز نحوه ارتباط با ديگران و احساس مربوط به آن را از ٣- (منزوى) تا ٣+ (ارتباط خوب و مناسب)، درجهبندى كنند.
يافتهها نشان داد كه شركتكنندگان گروه شُكر در مقايسه با اعضاى دو گروه ديگر، احساس بهترى در باره زندگى خود داشتند، در باره هفته آينده (هفته پيش رو) خوشبينتر بودند و با ديگران، پيوندهاى بيشترى داشتند. شركتكنندگان گروه شُكر همچنين عواطف مثبت بيشتر و عواطف منفى كمترى را بر روى يك مقياس سى مادهاى گزارش كردند.[٢١٤٤]
افزون بر اين، محقّقان، گزارشهاى يك مشاهدهگر را در باره عاطفه مثبت، عاطفه منفى و خشنودى كلّى از زندگى جمعآورى كردند. نتايج تحقيق پيگيرى نشان داد كه يافتههاى مربوط به عواطف مثبت مطالعه اوّل تكرار شد. همچنين گزارشهاى مشاهدهگر، بيانگر آن بود كه شركتكنندگان گروه شُكرگزار از نظر عاطفه مثبت و خشنودى از زندگى، وضعيت بالاترى داشتند.
مداخلههاى مرتبط با شُكر پس از بررسىهاى اوّليه به تدريج اصلاح شد و سرانجام در مداخلاتى كه سليگمن و همكاران او به عنوان بخشى از مداخلات مرتبط با خشنودى از زندگى و دستيابى به زندگى كامل ارائه كردند، تحت عنوان «نامه تشكّر»[٢١٤٥] يا «ديدار تشكّرآميز»[٢١٤٦] شناخته شد.
در ديدار تشكّر يا نامه تشكّر- كه توسط سليگمن و همكارانش[٢١٤٧] و پترسون[٢١٤٨] مطرح شده است- از افراد درخواست مىشود تا به كسى كه براى فرد كارى كرده، ولى فرصت تشكّر از وى مهيا نبوده، نامهاى بنويسند و با استفاده از تلفن و يا در برابر او با صداى بلند آن را برايش بخوانند.
[٢١٤٤]. امانز و مكالخ، ٢٠٠٣؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[٢١٤٥].gratitude letters .
[٢١٤٦].gratitude visit .
[٢١٤٧]. سليگمن، استين و پترسون، ٢٠٠٥؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[٢١٤٨]. پترسون، ٢٠٠٦؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.