الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٩٤ - سه حفظ دين
سه. حفظ دين
يكى ديگر از فوايد بلاها، حفظ دين است. انسانها ويژگىها و ظرفيتهاى گوناگون دارند. برخى در فقر، ايمان خود را از دست مىدهند. لذا دارايى براى حفظ دين آنان مفيد است. برخى نيز در غنا ايمان خود را از دست مىدهند. لذا فقر و محروميت براى آنان مفيد است. پيامبر خدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
قالَ اللهُ عزوجل: ... إنَّ مِن عِبادِى المُؤمِنينَ لَعِبادا لا يصلُحُ لَهُم أمرُ دينِهِم إلّا بِالفاقَةِ وَالمَسكنَةِ وَالسُّقمِ فى أبدانِهِم، فَأَبلوهُم بِالفاقَةِ وَالمَسكنَةِ وَالسُّقمِ فَيصلُحُ عَلَيهِم أمرُ دينِهِم، وأنَا أعلَمُ بِما يصلُحُ عَلَيهِ أمرُ دينِ عِبادِى المُؤمِنينَ.[١٤١٠]
خداوند عزّ وجلّ فرموده است: «هر آينه از بندگان مؤمن من كسانى هستند كه كار دينشان برايشان به سامان نيايد جز به اين كه در فقر و تنگدستى و بيمارى به سر برند. پس ايشان را به فقر و تنگدستى و بيمارى مبتلا مىكنم تا بدين سان، كار دينشان برايشان سامان يابد. و من آگاهترم كه كار دين بندگان مؤمنم به چه چيز سامان مىيابد».
امام صادق (ع) در پاسخ كافرى كه از علّت تفاوت فقر و غنا پرسيده بود، به ظرفيت افراد و آستانه آسيبپذيرى دين آنان اشاره كرده و فرموده است:
ووَجهٌ آخَرُ: فَإِنَّهُ عَلِمَ احتِمالَ كلِّ قَومٍ فَأَعطاهُم عَلى قَدرِ احتِمالِهِم، ولَو كانَ الخَلقُ كلُّهُم أغنِياءَ لَخَرِبَتِ الدُّنيا، وفَسَدَ التَّدبيرُ، وصارَ أهلُها إلَى الفَناءِ، ولكن جَعَلَ بَعضَهُم لِبَعضٍ عَونا، وجَعَلَ أسبابَ أرزاقِهِم فى ضُروبِ الأَعمالِ وأنواعِ الصِّناعاتِ؛ وذلِك أدوَمُ فِى البَقاءِ وأصَحُّ فِى التَّدبيرِ. ثُمَّ اختَبَرَ الأَغنِياءَ بِالاستِعطافِ عَلَى الفُقَراءِ. كلُّ ذلِك لُطفٌ ورَحمَةٌ مِنَ الحَكيمِ الَّذى لا يعابُ تَدبيرُهُ.[١٤١١]
و ديگر سبب، آن كه خداوند مىداند هر گروه، چه اندازه تحمّل دارد و هر يك را به قدر تحمّلش روزى عطا فرموده است. اگر همه مردم توانگر بودند، دنيا ويران مىشد و تدبير تباه مىگشت و اهل جهان نابود مىشدند؛ ليكن برخى از ايشان را يار برخى ديگر قرار داد و سببهاى پيدايش روزى را در انواع كارها و حرفهها نهاد. اين، ماندگارتر و تدبيرمندانهتر است. آن گاه خداوند، توانگران را با لطف ورزيدن به فقيران آزمود. اين همه،
[١٤١٠]. الكافى، ج ٢، ص ٦٠، ح ٤؛ مشكاة الأنوار، ص ٢٢٧، ح ٦٣١ و ص ٥٣٨، ح ١٨٠٥؛ التمحيص، ص ٥٧، ح ١١٥. نيز، ر. ك: علل الشرائع، ص ١٢، ح ٧؛ التوحيد، ص ٤٠٠، ح ١؛ بحار الأنوار، ج ٥، ص ٢٨٤، ح ٣.
پيامبر خدا( ص): أتانى جَبرَئيلُ فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، رَبُّك يقرَأُ عَلَيك السَّلامَ ويقولُ: إنَّ مِن عِبادى مَن لا يصلُحُ إيمانُهُ إلّا بِالغِنى، ولَو أفقَرتُهُ لَكفَرَ؛ وإنَّ مِن عِبادى مَن لا يصلُحُ إيمانُهُ إلّا بِالفَقرِ، ولَو أغنَيتُهُ لَكفَرَ( تاريخ بغداد، ج ٦، ص ١٥، ح ٣٠٤٤؛ كنز العمّال، ج ١٥، ص ٨٦٢، ح ٤٣٤٣٣).
[١٤١١]. الإحتجاج، ج ٢، ص ٢٢٤، ح ٢٢٣؛ بحار الأنوار، ج ١٠، ص ١٧١، ح ٢.