الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥١٨ - ج- رويكرد اسلام
سعادتگرا[١٨٨٩] است. آلان كار، معتقد است كه سنّت سعادتگرا، شادمانى و زندگى خوب را بر اساس دستيابى به توان بالقوه كامل فرد تعريف مىكند.[١٨٩٠] رويكرد روانشناسى مثبتگرا در هزاره جديد، بيش از آن كه بر رويكرد لذّتگرا مبتنى باشد، بر پايه رويكرد سعادتگراست. اين رويكرد نيز ريشه در آراى ارسطو دارد. هم در نظريه ارسطو و هم در شارحان بعدى او، سعادت آدمى به آن است كه انسان بتواند در طى زندگى، توانايىهاى بالقوه و فضايل نهفته در خود را بالفعل كند و به رشد و كمال برسد. اگر آدمى در اين مسير، موفّق شد، به زندگى خوب دست يافته است.[١٨٩١]
يورگنسن و نفستاد و سليگمن بر اين اعتقادند كه روانشناسى مثبتگرا، عمدتاً رويكرد سعادتگرايانهاى دارد؛[١٨٩٢] يعنى همانگونه كه اين رويكرد بر انسان كامل و كاركرد بهينه (مطلوب) او و رشد و كمال وى در همه حيطههاى زندگى تأكيد دارد، در روانشناسى مثبتگرا نيز همينگونه است؛ يعنى بر زندگى نيك (خوب) به عنوان تجربهها و كاركرد مطلوب و بهينه يا «طلب كمال با توجه به شناخت پتانسيلهاى حقيقى درونى» عطف توجّه مىشود.[١٨٩٣] يورگنسن و نفستاد به نقل از رايان و دسى مىنويسند:
زندگى خوب، بهزيستى روانى است؛ يعنى اين زندگى، هنگامى حاصل مىشود كه فرد به گونهاى مطلوب و بهينه عمل مىكند. به اين ترتيب، ويژگى زندگى خوب، رشد و كمال از كاركردهاى ساده به كاركردهاى پيچيدهتر يا كمال به سوى كاركردهاى بهينه و مطلوب است.[١٨٩٤]
ج- رويكرد اسلام
هر چند اسلام با لذّتهاى مشروع مخالف نيست و بلكه بر آن تأكيد دارد و- همان گونه كه گذشت-[١٨٩٥] آن را جزئى از شادكامى نيز مىداند، با اين حال، رويكرد مبتنى بر لذّت در زندگى خوب و سعادتمند ندارد. اسلام، نه تنها درد را با زندگى خوب در تضاد نمىداند، بلكه آن را جزئى از زندگى خوب به شمار مىآورد و كسانى را كه رنج نبينند، در مسير سعادت نمىداند. دليل آن نيز اين است كه منطق اسلام، مبتنى بر «خير» است. رويكرد اسلام، نه لذّتگراست و نه محنتگرا؛ بلكه رويكردى خيرگرا دارد و در اين ميان، درد و رنج، گاه تأمين كننده خير و سعادت
[١٨٨٩].eudaimonia .
[١٨٩٠]. آلان كار، ١٣٨٥، ص ٩٨.
[١٨٩١]. براتى، ١٣٨٨، ص ٣٩- ٤٠.
[١٨٩٢]. يورگنسن و نفستاد، ٢٠٠٤؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨؛ سليگمن، ١٣٨٩.
[١٨٩٣]. رايان ودسى، ٢٠٠١؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[١٨٩٤]. براتى، ١٣٨٨، ص ٤٠.
[١٨٩٥]. ر. ك: فصل سوم: ساختار شادكامى.