الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٥٢ - مداخله بهزيستى درمانى
و آن را «بهزيستى درمانى» ناميدند.[٢٠٦٠] مولّفههاى نظريه ريف عبارت اند از:
١. پذيرش خود: يكى از مولفههاى كليدى بهزيستى، داشتن نگرش مثبت در مورد خود است، البته نه به معناى خودشيفتگى يا عزّت نفس خيلى بالا و غير معمول؛ بلكه به معناى احترام به نفسى كه بر اساس آگاهى از نقاط قوّت و ضعف خود باشد. جانگ و رنز، تأكيد داشتند كه آگاهى از كاستىهاى خود و نيز پذيرش اشتباهات خويش، يكى از مشخّصههاى بسيار مهم داشتن شخصيتى كامل و تكامل يافته است. اريكسون بيان داشت كه يكى از عوامل يكپارچگى خود، رسيدن به آرامش در عين وجود پيروزىها و شكستها و نااميدىهاى گذشته است. چنين خودپذيرى بالايى، بر اساس خودسنجى واقعبينانه، آگاهى از اشتباهات و محدوديتهاى خود، و عشق نسبت به خود و ديگران، بنا شده است.
٢. هدف و جهتگيرى در زندگى: توانايى پيدا كردن معنا و جهتگيرى در زندگى، و داشتن هدف و دنبال كردن آنها- كه تمامى اينها در تقابل با خوشبختى قرار دارند-، از وجوه مهم بهزيستى هستند. اوّلين و روشنترين نظريه در مورد هدفمند بودن در زندگى را فرانكل ارائه داده است. فرانكل سه سال بسيار سخت را در اردوگاه نازىها گذراند و در طول اين سالها با داشتن اهداف خويش زنده ماند. ديد او نسبت به ارتقاى سطح زندگى، و اهداف و معناى زندگى، آن قدر عميق بود كه توانست در سالهاى پس از آزادىاش، روشى از رواندرمانى (معنادرمانى) را براى كمك به همنوعانش در يافتن معنايى در زندگى پيدا كند. با استفاده از اين روش، افراد مىتوانند در مقابل سختىها و رنجها پايدارى و مقاومت كنند.
٣. رشد شخصى: توان شكوفا ساختن كلّيه نيروها و استعدادهاى خود و پرورش و به دست آوردن توانايىهاى جديد كه مستلزم روبه رو شدن با شرايط سخت و مشكلات است را رشد شخصى مىنامند؛ زيرا روبه روشدن با اين شرايط باعث مىشود كه فرد، نيروهاى درونى خويش را بجويد و توانايىهاى جديدى به دست آوَرَد. چه زمانى بيشترين احتمال يافتن اين نيروها مىرود؟ زمانى كه فرد، تحت فشار است، اين استعدادها مكرّراً كشف مىشوند و قدرت خود در تغيير شرايط را نشان مىدهند. خودشكوفايى انسانها در طى چالشها و شرايط نامطلوب، بيانگر توانايى
روانى انسان در كنار آمدن با مشكلات، تحمّل بسيارى از سختىها و برگشت به حالت طبيعى پس از پشت سر گذاشتن آن و پيشرفت پس از گذر از موانع است.
٤. تسلّط بر محيط: يكى ديگر از كليدهاى رسيدن به بهزيستى، تحت كنترل داشتن جهان پيرامون است. يعنى هر كسى بايد بتواند تا حدّ زيادى بر زندگى و محيط اطرافش تسلّط و احاطه
[٢٠٦٠]. براتى، ١٣٨٨.