الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٩٠ - يك تكامل
دنيا و زندگى آن، براى آزمودن است و آزمودن، براى ساخت شخصيت انسانهاست. در اين زندگى، گرفتارىهايى هست كه بشر را به واكنش وا مىدارد و چگونگى واكنش او موجب پرورش استعدادهاى نهفته مىشود. بردبارى، واكنش منطقى و مثبتى است كه انسانيت را مىپرورانَد و به همين جهت، قابل مژده دادن است.[١٣٩٣] امام صادق (ع) بر اين اصل تصريح مىكند كه محروميت مادى، مايه امتحان و اختبار فرد است:
ما اعطِى عَبدٌ مِنَ الدُّنيا إلّا اعتِبارا، وما زُوِى عَنهُ إلّا اختِبارا.[١٣٩٤]
هيچ بندهاى از دنيا برخوردار نمىشود، مگر براى عبرت يافتن؛ و هيچ بندهاى از آن بىبهره نمىگردد، مگر براى آزموده شدن.
پيامبر خدا (ص) با توضيح بيشترى در اين باره مىفرمايد:
إنَّ اللّهَ تَعالى لَيبتَلِى العَبدَ بِالرِّزقِ لِينظُرَ كيفَ يعمَلُ؛ فَإِن رَضِى بورِك لَهُ، وإن لَم يرضَ لَم يبارَك لَهُ.[١٣٩٥]
همانا خداى تعالى، بنده را با روزى دادن آزمايش مىكند تا درنگرد كه وى چگونه عمل مىكند. اگر بنده از آن روزى خشنود باشد، روزىاش بركت مىيابد و اگر خشنود نباشد، روزىاش بىبركت مىگردد.
در حديثى پيامبر خدا (ص) از قول خداوند متعال نقل مىكند كه:
قالَ اللهُ عز و جل: لَولا أنّى أستَحيى مِن عَبدِى المُؤمِنِ، ما تَرَكتُ عَلَيهِ خِرقَةً يتَوارى بِها، وإذا أكمَلتُ لَهُ الإِيمانَ ابتَلَيتُهُ بِضَعفٍ فى قُوَّتِهِ، وقِلَّةٍ فى رِزقِهِ، فَإِن هُوَ جَزِعَ أعَدتُ عَلَيهِ، وإن صَبَرَ باهَيتُ بِهِ مَلائِكتى.[١٣٩٦]
خداوند عز و جل فرموده است: «اگر از بنده مؤمن خويش حيا نمىورزيدم، برايش [حتى] زيرجامهاى نمىنهادم كه خود را با آن بپوشاند. و چون ايمانش را كمال ببخشم، به كمتوانى و اندكى روزى مبتلايش مىسازم؛ اگر بيتابى كند، ديگر بار مبتلايش مىسازم و اگر صبر پيشه كند، با او بر فرشتگان مباهات مىورزم».
[١٣٩٣].\i( وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ)\E( سوره بقره، آيه ١٥٥).
[١٣٩٤]. الكافى، ج ٢، ص ٢٦١، ح ٦؛ مشكاة الأنوار، ص ٢٢٦، ح ٦٢٩؛ بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٩، ح ٨.
[١٣٩٥]. حلية الأولياء، ج ٢، ص ٢١٣؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ٣٩٦، ح ٧١٢١.
پيامبر( ص): إنَّ اللهَ- تَبارَك وتَعالى- يبتَلى عَبدَهُ بِما أعطاهُ، فَمَن رَضِى بِما قَسَمَ اللهُ عز و جل لَهُ بارَك اللهُ لَهُ فيهِ ووَسَّعَهُ، ومَن لَم يرضَ لَم يبارِك لَهُ( مسند ابن حنبل، ج ٧، ص ٢٨٢، ح ٢٠٣٠١؛ شعب الأيمان، ج ٧، ص ١٢٥، ح ٩٧٢٥). نيز، ر. ك: الدعوات، ص ١٦٦، ح ٤٦١؛ شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد، ج ١٨، ص ٣١٨؛ كنز العمّال، ج ١١، ص ١٠٠، ح ٣٠٧٩٣.
[١٣٩٦]. الأمالى، طوسى، ص ٣٠٦، ح ٦١٣؛ الزهد، حسين بن سعيد، ص ٤٥، ح ٦١. نيز، ر. ك: بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٥٠، ح ٦١.