الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤١٢ - منطق درست تصوّر «كفايت خدا»
درود فرست و مرا با آنچه به آنان بخشودى، و آنان را با آنچه از من باز داشتى، امتحان نكن تا [باعث شود] به آفريدگانت رشك برم و حُكمت را سبُك شمارم. خدايا! بر محمّد و خاندان او درود فرست و با دادرسىات، روانم را پاكيزه گردان و به وسيله جايگاههاى صدور حُكمت، سينهام را گشاده فرما و اعتمادى ارزانىام دار تا در سايه آن، اعتراف نمايم كه حكم تو، جز به نيكى، جارى نگشته است.
باور به عدالت خداوند، به انسان اطمينان مىدهد كه به او ظلم نشده است. اين باور موجب مىشود كه انسان، تفسير ظالمانهاى از رويدادها و قوانين زندگى نداشته باشد و همين امر، احساسات منفى او را از بين مىبَرَد و رضامندى از آنها را به وجود مىآورد. اگر فرد به اين اصل باور داشته باشد، بلاها را ناعادلانه ارزيابى نمىكند؛ بلكه به تفسير مجدّد ديگر مؤلّفهها مىپردازد. بر اساس آنچه در جاى خود گذشت، نه بلاها بىفايده و بىحكمتاند و نه نشانه خوارى و ناشايستى فردند. از اين رو، باور به عدالت خداوندى كه همه امور عالم به دست اوست، موجب آرامش انسان مىشود و فشار روانى را كاهش مىدهد و بر توان بردبارى فرد مىافزايد.
س- مددجويى و تقويت توان
از نيازهاى هنگام بلا، مددجويى از ديگران و تقويت توان است. اين، يك اصل است؛ امّا آنچه مهم است، منبع يارى و مددجويى است. اين كه چه چيزى منبع يارى باشد و از چه كسى يارى بطلبيم، نقش مهمّى در رضامندى دارد. اشتباه در يارىطلبى، موجب ناكامى مىگردد و بر فشار روانى مىافزايد.
منطق غلط: توهّم «كفايت اسباب»
تصوّر برخى بر اين است كه براى حلّ مشكلات زندگى بايد به اسباب مادّى آن روى آورد و همين براى نجاتْ كفايت مىكند. اين گروه، به دنبال پول براى رفع نيازها، و پارتى براى گشودن گرهها، و از اين قبيل راهحلها هستند. از آن جا كه اين امور، به تنهايى كارايى ندارند، تمركز بر آنها و توهّم كفايت آنها، موجب ناكامى مىگردد و در نتيجه، نارضايتى به دنبال خواهد داشت.
منطق درست: تصوّر «كفايت خدا»
واقعيت اين است كه بدون خدا، هيچ عاملى كارساز نخواهد بود. گرهگشايى، تنها به دست خداوند متعال خواهد بود و همه اسباب، با تأييد خداوند، اثربخش خواهند شد. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد: