الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٩٦ - چهار تطهير گناهان
چهار. تطهير گناهان
ممكن است انسان، دچار لغزشهايى شده باشد كه پيامدهاى تلخى به دنبال آورد. ماندن آنها براى آخرت، خيلى سخت است. اگر بتوان آنها را در اين دنيا تسويه كرد، موفّقيت بزرگى است. اين كار، به وسيله بلاها و گرفتارىها صورت مىگيرد. پيامبر خدا (ص) در بيان اين قاعده مىفرمايد:
إنَّ المُؤمِنَ إذا قارَفَ الذُّنوبَ وَابتُلِى بِهَا، ابتُلِى بِالفَقرِ.[١٤١٦]
همانا هرگاه مؤمن به گناهان دست يازد و بدانها گرفتار گردد، به فقر مبتلا خواهد شد.
وقتى آيه (مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ؛[١٤١٧] هر كس عمل بدى انجام دهد، كيفر آن را مىبيند) نازل شد، بعضى از اصحاب پيامبر (ص) گفتند: آيهاى از اين سختتر نيست! پس پيامبر (ص) به آنان فرمود: «آيا در اموال و جانها و خانوادهتان دچار مصيبت نمىشويد؟». گفتند: بله. پيامبر (ص) فرمود: اين از آن چيزهايى است كه خداوند به وسيله آن، براى شما حسنه مىنويسد و به وسيله آن، بدىها را محو مىكند».[١٤١٨]
سختى بلا، سختى پاكيزه شدن است و پاكيزگى، ارزش سختىهاى آن را دارد. پيامبر (ص) مىفرمايد:
ما يصيبُ المُسلِمَ مِن نَصَبٍ ولا وَصَبٍ ولا هَمٍّ ولا حُزنٍ ولا أذى ولا غَمٍّ حَتّى الشَّوكةُ يشاكها إلّا كفَّرَ اللهُ بِها مِن خَطاياهُ.[١٤١٩]
هيچ درد و رنج و اندوه و حزن و آزار و غمى به مسلمان نمىرسد، حتّى تيغى كه به پاى او مىرود، مگر اين كه خداوند متعال، گناهان وى را به خاطر آن مىآمرزد.
بلا، همانند كورهاى است كه ناخالصىهاى انسان را از بين مىبَرَد. پيامبر (ص) در تشبيه معنادارى مىفرمايد:
إنَّما مَثَلُ العَبدِ حينَ يصيبُهُ الوَعك أوِ الحُمّى كمَثَلِ حَديدَةٍ ادخِلَتِ النّارَ فَيذهَبُ خَبَثَها ويبقى طيبُها.[١٤٢٠]
مَثَل بنده، هنگامى كه دچار بيمارى شديد يا تب مىشود، مَثَل آهنى است كه داخل آتش مىشود و در نتيجه، ناخالصى آن از بين مىرود و خالص آن، باقى مىماند.
[١٤١٦]. مشكاة الأنوار، ص ١٧٥، ح ٤٥٢؛ جامع الأخبار، ص ٣١٤، ح ٨٧٣.
[١٤١٧] سوره نساء، آيه ١٢٣.
[١٤١٨]. امام باقر( ع): لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآية« مَن يعْمَلْ سُوءًا يجْزَ بِهِ» قالَ بَعضُ أصحابِ رسول الله( ص): ما أشَدَّها مِن آية! فَقالَ لَهُم رسول الله( ص) أما تَبتَلونَ فى أموالِكم وأنفُسِكم وذَراريكم؟ قالوا: بَلى. قالَ: هذا مِمّا يكتُبُ الله لَكم بِهِ الحَسَناتِ ويمحو بِهِ السَّيئاتِ( تفسير العياشى، ج ١، ص ٢٧٧، ح ٢٧٨).
[١٤١٩]. صحيح البخارى، ج ٥، ص ٢١٣٧، ح ٥٣١٨؛ مسند ابن حنبل، ج ٢، ص ٣٠٣. نيز، ر. ك: تحف العقول، ص ٣٨.
[١٤٢٠]. المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٤٨٨، ح ٥٨٢٤؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ٣٢٣.