الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٥٠ - نشانه هاى غناى درونى
طبرانى در معجم الكبير اين سؤال را از امام حسن (ع) نقل كرده و پاسخ ايشان را چنين آورده است:
رِضَى النَّفسِ بِما قَسَمَ اللَّهُ تعالى لَها وإن قَلَّ.[٨٧٨]
رضايت نفس به آنچه خدا قسمت او كرده، هر چند اندك باشد.
اين دو روايت، از جهت ديگرى نيز اهميت دارند و آن اين كه آموزش بنيانهاى رضامندى را از چه زمان بايد آغاز كرد؟ همان گونه كه مشاهده نموديد، اين موضوع در دستور كار تربيت فرزندان على (ع) قرار داشته است.
نااميد شدن از آنچه دست مردم است و ترك درخواست از آنان، نشانه سوم غناى درونى است. كسانى كه به بىنياز رسيده و احساس نياز نداشته باشند، به آنچه دست ديگران است، طمع نمىورزند و براى كسب مال بيشتر، دست تمنّا دراز نمىكنند. امام باقر (ع) مىفرمايد: كسى خدمت پيامبر خدا (ص) رسيد و گفت: اى پيامبر خدا! چيزى به من بياموزيد. پيامبر (ص) به وى فرمود: «عليك باليأس ممّا فى أيدى النّاس؛ فإنه الغنى الحاضر؛ بر تو باد به نااميدى از آنچه دست مردم است؛ چرا كه اين، غناى حاضر است». دوباره پرسيد: بيشتر به من بياموز اى پيامبر خدا! ايشان در پاسخ وى چنين ادامه داد: «إيّاك و الطمع؛ فإنه الفقر الحاضر؛ از طمع بپرهيز كه اين، نيازمندى حاضر است»[٨٧٩].
از قول پيامبر (ص) مكرّر نقل شده كه يأس از آنچه دست مردم است، بىنيازى است.[٨٨٠] لذا بايد به اين نااميدى دست يافت تا به بىنيازى درونى رسيد[٨٨١] و اگر هم كسى مىخواهد طمع كند، بايد آرام و متين باشد[٨٨٢] تا شايد آسيب آن كاهش يابد.
از امام على (ع) نيز نقل شده كه: با اين نااميدى، غناى درونى به دست مىآيد؛[٨٨٣] غنايى حاضر و موجود.[٨٨٤] لذا بزرگترين توانگرى همين است.[٨٨٥]
[٨٧٨]. المعجم الكبير، ج ٣، ص ٦٨، ح ٢٦٨٨؛ حلية الأولياء، ج ٢، ص ٣٦.
[٨٧٩]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٤١٠، ح ٥٨٩٤؛ المحاسن، ج ١، ص ٨٠، ح ٤٦. نيز، ر. ك: المستدرك على الصحيحين، ج ٤، ص ٣٦٢، ح ٧٩٢٨.
[٨٨٠]. پيامبر خدا( ص): اليَأسُ غِنىً( أعلام الدين، ص ٣٤١).
[٨٨١]. پيامبر خدا( ص): آيِسٌ ممّا فى أيدِى الناس تَكُن غَنّياً( المعجم الأوسط، ج ٤، ص ٣٥٨، ح ٤٤٢٧).
[٨٨٢]. پيامبر خدا( ص): الغِنى اليَأسُ مِمّا فى أيدِى النّاسِ، ومَن مَشى مِنكُم إلى طَمَعٍ مِن طَمَعِ الدُّنيا فَليَمشِ رُوَيداً( الفردوس، ج ٣، ص ١١٥، ح ٤٣١٨؛ دستور معالم الحكم، ج ١، ص ١٤٦، ح ١٩٩).
[٨٨٣]. امام على( ع): باليأس يكون الغناء( غرر الحكم، ح ٤٢٥٠؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ١٨٥، ح ٣٧٦٧. نيز، ر. ك: غرر الحكم، ح ٩٩٩٣ و ١٣٣١؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٤٩٨، ح ٩١٨٩ و ص ٤٨، ح ١٢١٠؛ الإرشاد، ج ١، ص ٣٠٤).
[٨٨٤]. امام على( ع): اليأس غناء حاضر( غرر الحكم، ح ٣٠٩؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٣٩، ح ٨٥٢).
[٨٨٥]. امام على( ع): الغِنىَ الأَكبَرُ اليَأسُ عَمّا فى أيدِى الناسِ( نهج البلاغة، حكمت ٣٤٢؛ تحف العقول، ص ٣١٨).