الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٤٢ - عوامل رضامندى
معتقد است كه مذهب نيز حالات خُلقى مشابهى ايجاد مىكند.[١٩٩٨] اين شايد بدان جهت باشد كه مراد وى از مذهب، بيشتر شركت در مراسم كليسا است كه با خواندن سرودهاى مذهبى همراه است. وى در باره اثر مذهب، فصل مستقلّى دارد كه در آينده به آن خواهيم پرداخت.
وى در جمعبندى نهايى خود آورده كه: «فايده اساسى تفريح، اثر فورى آن بر «عاطفه مثبت»[١٩٩٩] است. در مورد تلويزيون و موسيقى، عاطفه مثبت ممكن است تنها فايده باشد. در مورد تعطيلات، فايده اصلى است. مراسم كليسا نيز اين اثر را دارد. اثر تفريح بر شادى كمتر است. در اين مورد، قوىترين اثر را كلوپهاى اجتماعى دارند. در مورد انواع ديگر تفريحها، بيشترين اثر بر شادى، بستگى به ارتباطات اجتماعى دارد. ورزش براى بهداشت روانى خصوصاً افسردگى، خوب است و اين موضوع به طور كلّى ناشى از جنبه اجتماعى ورزش نيست. كلوپهاى اجتماعى و مذهب نيز خوب هستند. فوايد بهداشتى به دست آمده از ورزش و تمرينات جسمانى، كلوپهاى اجتماعى و مذهب تا حدودى ناشى از ماهيت جمعى آنها و همچنين رفتار بهداشتى بهتر است.[٢٠٠٠]
ثروت: ثروت بر شادى افراد، تأثيرهاى گوناگونى دارد. البته اين تأثير در جوامع فقير بيشتر است؛ امّا تأثير ثروت بر رضايت مالى، بيشتر از رضايتمندى از زندگى است. به همين جهت، رضايت از زندگى ثروتمندان از ديگر گروهها تفاوت اندكى با هم دارند. آرگايل تصريح مىكند كه حتّى در پايينترين سطح درآمد نيز افراد شاد يافت مىشوند.[٢٠٠١] فرنهام و آرگايل در كتاب روانشناسى پول با طرح اين پرسش كه «آيا ثروتمندان، خوشبختتر از تهىدستان هستند؟ و دستمزد چه تأثيرى بر ميزان رضايت از زندگى دارد؟» به نقش پول در رضامندى مىپردازند. آنها مىگويند: بررسىهاى بسيارى در اين زمينه وجود دارد كه همه آنان همبستگى معادل ٢٥ درصد را نشان مىدهند. يكى از اين پژوهشها، بررسى كيفيت زندگى مردم امريكا بود كه كمبل و همكاران، آن را انجام دادند. هدى به يك الگوى علّى دست يافت كه همبستگى بين درآمد و رضايت را ٣٦ درصد پيش بينى مىكرد؛ امّا درآمد، تأثير علّى مستقيم ناچيزى در ميزان خوشبختى داشت. رضايت از دستمزد از متغيرهاى ديگرى به جز خود دستمزد تأثير مىگيرد. براى مثال اگر بتوان كارمندان را به شيوههاى ديگر راضى كرد، از دستمزد خود اظهار رضايت بيشترى مىكنند. همبستگى بسيار ناچيزى بين دستمزد و رضايت از دستمزد وجود دارد كه بسيارى را به اين نتيجه هدايت مىكند كه دستمزد نسبى بسيار مهمتر از دستمزد مطلق است.
[١٩٩٨]. همان، ص ٦٠.
[١٩٩٩].Positive Affect .
[٢٠٠٠]. همان، ص ٢١٠.
[٢٠٠١]. همان، ص ٢١٤.