الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٦٦ - فراگيرنده (محيط)
با آن از غير خود متمايز مىگردد- دلالت مىكند. عِلم، نقيض «جهل» و به معناى «معرفت» است. علم، يعنى يقين و «عليم» مانند «عالم»، كسى است كه متّصف به علم است. در قرآن كريم، از علم خدا نزديك به ٢٥٠ بار ياد شده و در احاديث نيز در باره علم خدا فراوان سخن گفته شده است. در قرآن و احاديث، آفرينش موجودات جهان و نظم و به هم پيوستگى آنها و نيز قدرت مطلق خدا، از نشانهها و دلايل علم مطلق خدا دانسته شده اند. از آن جا كه صفت «علم» در آفريدهها نيز وجود دارد، احاديث براى روشن نمودن معناى علم الهى، به بيان تفاوتهاى علم خدا و علم آفريدهها پرداختهاند و همانند بودن آن دو را نفى كردهاند.
علم الهى، از صفات ذاتى خداست، در نتيجه، نوپديد و اكتسابى نيست و از طريق ابزارها و ادوات بهدست نيامده است. علم خدا، مطلق و پايانناپذير است و خداوند به همه چيز از جمله كلّيات و جزئيات، احاطه علمى دارد. او حتّى قبل از وجود اشيا، به آنها علم دارد و تفاوتى ميان علم او به اشيا پيش از موجود شدن و پس از موجود شدنشان، وجود ندارد.[٢٣٠]
صفات ديگرى از خداوند نيز به همين صفت ذات اشاره دارند كه در ادامه، آنها را بيان مىكنيم. ممكن است اين صفات، بيانگر ابعاد علم خداوند باشند.
- فراگيرنده (محيط)
صفت «مُحيط (فراگيرنده)»، اسم فاعل از «أحاطَ، يحيطُ» و از ريشه «حوط» به معناى «حلقه زدن چيزى بر چيز ديگر» است. حوُط، چيز گردى از نقره است كه زن بر پيشانى خود مىبندد.[٢٣١] حائط، به معناى ديوار است؛ چون ديوار، اشياى درون خود را فرا مىگيرد.[٢٣٢] جمله «أحاط القوم بالبلد إحاطة»، به اين معناست كه: «مردم از همه طرف به دور شهر، حلقه زدند».[٢٣٣]
از سوى ديگر، حَوَطَ، در نگهدارى و مراقبت نيز به كار مىرود. ابن اثير گفته است: حاطه، يحوطه، حوطاً و حياطةً، وقتى به كار مىروند كه كسى از چيزى نگهدارى و دفاع كند و همه توجّه خود را معطوف بر مصالح (منافع) آن نمايد.[٢٣٤] مناسبت ميان حلقه زدن و دور چيزى چرخيدن، و نگهدارى و مراقبت هم روشن است. گويا نگهدارى كننده از چيزى، با حلقه زدن و دور آن چيز
[٢٣٠]. دانشنامه عقايد اسلامى، ج ٦، ص ٣٢٩. البته خداوند، غير از« علم ذاتى»، علم ديگرى نيز دارد كه« علم فعلى» ناميده مىشود. مقصود از علم فعلى، علومى هستند كه در لوحى ثبت شدهاند و از همين علم است كه خداوند به فرشتگان و پيامبران عطا مىكند و لوحى را كه برخى علوم و رخدادهاى آينده در آن ثبت شده، به آنان نشان مىدهد. اين علم، بر خلاف علم ذاتى، نوپديد، محدود و بَداپذير است.
[٢٣١]. معجم مقاييس اللغة، ج ٢، ص ١٢٠.
[٢٣٢]. لسان العرب، ج ٧، ص ٢٧٩.
[٢٣٣]. المصباح المنير، ص ١٥٦.
[٢٣٤]. النهاية، ج ١، ص ٤٦١.