الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٩٠ - الف- انس با خدا
مِن زَهرَةِ الحَياةِ الدُّنيا ونَعيمِها، وكانَت دُنياهُم أقَل عِندَهُم مِمّا يطَؤونَهُ بِأرجُلِهِم، ولَنَعِموا بِمَعرِفَةِ اللهِ جَلَّ وعَزَّ، وتَلَذَّذوا بِها تَلَذُّذَ مَن لَم يزَل فى رَوضاتِ الجِنانِ مَعَ أولِياءِ اللّهِ. إنَّ مَعرِفَةَ اللّهِ عز و جل آنِسٌ مِن كلِّ وَحشَةٍ، وصاحِبٌ مِن كلِّ وَحدَةٍ، ونورٌ مِن كلِّ ظُلمَةٍ، وقُوَّةٌ مِن كلِّ ضَعفٍ، وشِفاءٌ مِن كلِّ سُقمٍ.[١٧٨٥]
اگر مردم از فضيلت شناختِ خداى عز و جل باخبر مىشدند، به نعمتها و خوشىهاى زندگى دنيوى- كه خداوند، دشمنان را از آن برخوردار ساخته است-، چشم نمىدوختند و دنيايشان از آنچه با گامهايشان بر آن پاى مىنهند نيز كمتر مىشد و با نعمت معرفت خدا عز و جل بهرهمند مىشدند و از آن، لذّت مىبردند؛ لذّت بردنِ كسى كه همواره در باغهاى بهشت، در كنار اولياى خداست! در حقيقت، شناخت خدا، مونسى در برابر هر بىكسى، همدمى در برابر هر تنهايى، نورى در برابر هر تاريكىاى، نيرويى در برابر هر ناتوانى، و درمانى براى هر بيمارى است!
اگر خداوند شناخته شود، التذاذ معنوى نيز حاصل مىشود؛ التذاذى كه هيچ نظيرى ندارد.
در ادامه، به بررسى عوامل التذاذ معنوى مىپردازيم. متون اين بحث، با تعبيرهاى متفاوتى در ادبيات دين بيان شدهاند كه به هر كدام بيانگر بُعدى از اين مسئله اند. در ادامه، اين موضوعات را جداگانه بررسى خواهيم كرد.
الف- انس با خدا
يكى از امورى كه در رواياتْ مورد بحث قرار گرفته، انس گرفتن با خداوند است. در روايات، از خداوند متعال به عنوان «انيس» ياد شده است. واژه «انس» در لغت، ضدّ «نُفور (گريز)» و به معناى «آرام يافتن به چيزى» و «خو گرفتن» و «دلبستگى» به آن است.[١٧٨٦] بر اين پايه، چون خو گرفتن و دلبستگى نسبت به چيزى (بر خلاف نفرت و وحشت از آن)، موجب نزديكى و نمايان شدن آن مىگردد، «انس» ناميده مىشود.
پيامبر خدا (ص) تصريح مىكند كه خدا براى انس گرفتن، كافى است؛[١٧٨٧] و هر كس كه خدا انيس
[١٧٨٥]. الكافى، ج ٨، ص ٢٤٧، ح ٣٤٧.
[١٧٨٦]. راغب اصفهانى در تبيين معناى« انس» مى گويد: الانسُ خِلافُ النُّفورِ؛ آرام يافتن به چيزى، خلاف رميدن است( مفردات ألفاظ القرآن، ص ٩٤).
همچنين ابن فارس، اين واژه را چنين ريشهيابى مى نمايد: الهَمزَة وَالنّونُ وَالسّينُ أصلٌ واحِدٌ، و هُوَ ظُهورُ الشَّى ءِ، و كلُّ شَىءٍ خالَفَ طَريقَة التَّوَحُّشِ ... وَالانسُ: انسُ الإِنسانِ بِالشَّى ءِ إذا لَم يستَوحِشْ مِنهُ( معجم مقاييس اللغة، ج ١، ص ١٤٥).
[١٧٨٧]. پيامبر خدا( ص): كفى ... بِاللهِ مُؤنِسا( مصباح الشريعة، ص ١٦٨؛ بحار الأنوار، ج ٧١، ص ٣٢٥، ح ٢٠).