الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣١٦ - دو اطمينان به روزى
وقتى ثلعبة بن حاطب از پيامبر خدا (ص) خواست كه برايش دعا كن تا خداوند مال به او بدهد، پيامبر (ص) در پاسخ فرمود:
قَليلٌ تُؤَدّى شُكرَهُ خَيرٌ مِن كثيرٍ لا تُطيقُهُ.[١١٤١]
مال اندكى كه شكرش را به جاى آورى، بهتر از مال فراوانى است كه نتوانى آن را شُكر كنى.
نيز توصيه مىفرمايد كه هر گاه خواستيد براى يهودى يا مسيحى دعا كنيد، بگوييد «خدا مال و فرزندت را زياد كند!».[١١٤٢] امام زين العابدين (ع) نقل مىكند كه روزى پيامبر خدا (ص) بر شترچرانى گذر كرد و كس فرستاد تا از او چيزى براى آشاميدن بخواهد. شتربان گفت: «آنچه در پستان شتران است، صبحانه مردم قبيله است و آنچه در ظرفهاى ماست، غذاى شامشان». پيامبر خدا (ص) فرمود: «بارخدايا! مال و فرزندان او را فراوان ساز».
سپس به گوسفندچرانى گذر نمود و كس فرستاد تا از او چيزى براى آشاميدن بخواهد. وى گوسفندها را دوشيد و هر چه در ظرف داشت، در ظرف پيامبر خدا (ص) ريخت و نيز گوسفندى براى ايشان فرستاد و پيغام داد: «اين چيزى است كه نزد ما آماده بود؛ اگر مىخواهى، آن را افزون كنيم».
پيامبر خدا (ص) فرمود: «بار خدايا! او را به قدر كفاف روزى ده».
يكى از يارانش گفت: «اى پيامبر خدا (ص)! آن را كه خواهشت را رد كرد، چنان دعا فرمودى كه ما همه دوستار آنيم؛ و براى اين كه خواهشت را روا نمود، چنين دعا فرمودى كه ما همه آن را ناخوش مىداريم!
پيامبر خدا (ص) فرمود: «همانا آنچه كم باشد و كفايت نمايد، بهتر از آن است كه فراوان باشد و بفريبد. بار خدايا! محمّد و خاندان محمّد را به قدر كفاف روزى بخش».[١١٤٣]
دو. اطمينان به روزى
پس از شناخت مفهوم روزى مؤثّر، مسئله مهم ديگر، اطمينان در رسيدن به چنين روزىاى است. از آنجا كه روزى يك عمر، در زمان حاضر، يك جا وجود ندارد، هماره زمينه نگرانى از رسيدن
[١١٤١]. تاريخ دمشق، ج ١٢، ص ٩، ح ٢٨٨٩.
[١١٤٢]. پيامبر خدا( ص): إذا دَعَوتُم لِأَحَدٍ مِنَ اليهودِ وَالنَّصارى فَقولوا: أكثَرَ اللهُ مالَك ووَلَدَك( تاريخ دمشق، ج ٥، ص ٢٠٨، ح ١١٦٧٩؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ١٨٩، ح ٦٠٩٧).
[١١٤٣]. امام زين العابدين( ع): مَرَّ رسول الله( ص) بِراعى إبِلٍ فَبَعَثَ يستَسقيهِ، فَقالَ: أمّا ما فى ضُروعِها فَصَبوحُ الحَى، وأمّا فى آنِيتِنا فَغَبوقُهُم، فَقالَ رسول الله( ص): اللهمَّ أكثِر مالَهُ ووَلَدَهُ. ثُمَّ مَرَّ بِراعى غَنَمٍ، فَبَعَثَ إلَيهِ يستَسقيهِ، فَحَلَبَ لَهُ ما فى ضُروعِها، وأكفَأَ ما فى إنائِهِ فى إناءِ رسول الله( ص)، وبَعَثَ إلَيهِ بِشاة، وقالَ: هذا ما عِندَنا، وإن أحبَبتَ أن نَزيدَك زِدناك. قالَ: فَقالَ رسول الله( ص): اللهمَّ ارزُقهُ الكفافَ. فَقالَ لَهُ بَعضُ أصحابِهِ: يا رسول الله، دَعَوتَ لِلَّذى رَدَّك بِدُعاءٍ عامَّتُنا نُحِبُّهُ، ودَعَوتَ لِلَّذى أسعَفَك بِحاجَتِك بِدُعاءٍ كلُّنا نَكرَهُهُ؟! فَقالَ رسول الله( ص): إنَّ ما قَلَّ و كفى خَيرٌ مِمّا كثُرَ وألهى. اللهمَّ ارزُق مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ الكفافَ( الكافى، ج ٢، ص ١٤٠، ح ٤، بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٦١، ح ٤).