الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٣٦ - غريب و رهگذر!
در دنيا مهمان باشيد ... مىسازيد آنچه را كه ساكن نمىشويد و جمع مىكنيد آنچه را كه نمىخوريد و آرزو مىكنيد آنچه را كه به دست نمىآوريد.
و در كلام ديگرى مىفرمايد:
إنَّ النّاسَ فِى الدُّنيا ضَيفٌ، وما فى أيديهم عارِيةٌ، وإنَّ الضَّيفَ راحِلٌ وإنَّ العارِيةَ مَردودَةٌ.[٨٣٦]
همانا مردم در دنيا مهمان اند و آنچه در دستشان است، امانت است و همانا مهمان، كوچ كننده است و امانت، بازگردانده مىشود.
كسى كه در دنيا، خود را «مهمان» و مال را «عاريه» بداند، نه نسبت به مدّت اقامت در دنيا نالان مىشود و نه نسبت به آنچه ندارد يا از دست داده، شكايت مىكند.[٨٣٧]
- غريب و رهگذر!
ايدهآلنگرى انسان، مربوط به جايى است كه وطن اصلى و اقامتگاه دائمى او باشد. ما از هر چيز نازيبا و ناخوشايندى ناراحت مىشويم؛ امّا اگر مربوط به محلّ اقامت ما نباشد، تحمّل آن، چندان مشكل نخواهد بود. اگر كسى به مسافرتى برود كه همراه با سختىها و ناخوشايندىهايى باشد، آنها را تحمّل خواهد كرد؛ چون آن جا وطن او نيست. وقتى تحمّل ناملايماتْ ناممكن مىشود كه در اقامتگاه دائمى خود با سختىها و ناملايمات روبهرو شويم. دنيايى كه در آن زندگى مىكنيم، چگونه جايى است: اقامتگاه يا توقّفگاه؟ ما در اين دنيا چگونهايم: ساكن يا غريب و رهگذر؟ دنيا خانه دائمى ما نيست و ما نيز ساكنان هميشگى آن نيستيم. اين، يكى از واقعيتهاى دنياست. پيامبر خدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
كن فِى الدُّنيا كأَنَّك غَريبٌ أو عابِرُ سَبيلٍ، وعُدَّ نَفسَك فى أهلِ القُبورِ.[٨٣٨]
در دنيا به گونهاى باش كه گويا ناآشنا يا رهگذر هستى و خودت را در زمره اهل قبور قرار ده.
اگر انسان، خود را در اين دنيا ناآشنا و رهگذرى بداند كه لحظاتى را در آن سپرى مىكند، سختىهاى آن را آزار دهنده نمىبيند. پس بياييم خودمان را رهگذر بدانيم تا راحتتر زندگى كنيم.
[٨٣٦]. أعلام الدين، ص ٢٣؛ ارشاد القلوب، ص ٣٤٤؛ بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ١٨٧، ح ١٠.
پيامبر خدا( ص): ما أصبَحَ فِى الدُّنيا أحَدٌ إلّا ضَيفاً ومالُهُ عارِية، فَالضَّيفُ مُنطَلِقٌ وَالعارِية مُؤَدّاة؛ هيچ كس در دنيا نيست مگر اين كه مهمان است و مال او امانت؛ پس مهمان مىرود و امانت، برگردانده مىشود( الفردوس، ج ٤، ص ٦٣، ح ٦١٩٧).
[٨٣٧] ر. ك: دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث، ج ١، ص ٨٠( مثل الضيف).
[٨٣٨]. سنن الترمذى، ج ٢، ص ٣٨٨؛ صحيح البخارى، ج ٥، ص ٢٣٥٨، ح ٦٠٥٣؛ سنن ابن ماجة، ج ٢، ص ١٣٧٨، ح ٤١١٤؛ مسند ابن حنبل، ج ٢، ص ١٣٢؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ١٩٤، ح ٦١٢٧؛ الأمالى، طوسى، ص ٣٨١، ح ٨١٩؛ مشكاة الأنوار، ص ٣٠٤؛ تنبيه الخواطر، ج ٢، ص ٥٢؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ٩٩، ح ٨٥.